تبليغاتX
تفکر بسیجی اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا ً



( این پست همیشه در ابتدای وبلاگ ثابت می باشد )

" جهت بازدید و مطالعه مطالب جدید به پست های بعدی مراجعه فرمائید "

به نام خداوند یکتا و بخشایشگر بزرگ

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر 

                   با اهدای سلام و درود به ارواح تابناک شهدای عزیزمان و امام شهیدان حضرت امام خمینی (ره) معمار کبیر نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران که اسلام و مسلمین با انقلاب او یکبار دیگر گوهر وجود خود را به نمایش گذاشتندوجهان تشنه عدالت را امیدی دیگر بخشیدند و درود به پیشگاه مقام معظم رهبری،حضرت  امام خامنه ای که رسالت سنگین حفظ و هدایت این بنیان مقدس رابردوش دارندو روز به روز با صلابت و اقتدار بیشتری نظام اسلامی را به اهداف غائی خود نزدیکتر می نمایند.

همانطور که بر همگان روشن است متأسفانه دشمنان اسلام و انقلاب شکوهمند و بزرگ ایران اسلامی  با به کار گیری حربه های مختلف در یک  جنگ نرم با روش تهاجم فرهنگی ، در حال مبارزه و اغفال ایرانیان بویژه جوانان عزیزمان هستند.لذا بر تمامی بسیجیان واجب است تا بنا به سفارشات مؤکد بنیانگذار و معمارکبیرانقلاب اسلامی و نیز فرمایشات مقام عظمای ولایت و رهبر عزیزمان  با هدف مبارزه با تهاجم فرهنگی و مبارزه با جنگ نرم دشمنان ، در جهت بیدار نمودن جوانان این مرز وبوم ، با به کار گیری تمام توان خود در این راه ، همت گمارده و حربه های فرهنگی دشمنان را خنثی نمایند.

از آنجائیکه که در دنیای امروز که عصر ارتباطات و انفجار اطلاعات نام گرفته، عرصه اطلاع رسانی و آگاه سازی، از مطبوعات وجرائد فرا تر رفته و در کنار شبکه های گسترده ماهواره ای ، اینترنت و دنیای مجازی نیز به دلیل سهولت بیشتر دربکار گیری و استفاده ، در این جنگ نرم نیز از اهمیت بالائی برخوردار می باشد ، لذا بر خود واجب دانسته تا در هفته بسیج سال یکهزاروسیصدونود شمسی ، با ایجاد این وبلاگ در راه  مبارزه با اهداف شوم دشمنان اسلام و انقلاب گام برداشته و با به کار گیری تفکر و اندیشه نوین بسیجی ،  خدمتی شایسته به ایران عزیز و ایرانیان گرامی بنمایم.

 از تمامی بسیجیان سلحشور و جوانان غیور ایران اسلامی بخصوص استان ولایت مدار مازندران و بویژه شهرستان شهید پرور چالوس دعوت به عمل می آید تا در مدیریت و اداره این وبلاگ  من را همراهی فرمایند.

 احترام گذاشتن به قوانین و مقررات نظام جمهوری اسلامی ایران و آداب ورسوم ، سنن و عقاید ، افكار ، ادیان و مذاهب یكدیگر ، تنهامحدودیت های این وبلاگ است که یکی  از اهداف آن ایجاد محیطی صمیمی با امنیت کامل می باشد ! در پایان هر پست ، قسمتی در جهت ارائه نقطه نظرات در نظر گرفته شده که با کلیک بر روی کلمه " اندیشه امن " صفحه ای جداگانه باز می گردد. همچنین می توانید به صورت جداگانه با ایمیل مدیریت وبلاگ faryad_ml@yahoo.com  ارتباط بر قرار نموده و در قسمت SUBJECT ایمیلتان   " تفکر بسیجی " را به فارسی یا لاتین ذکر فرموده تا با سرعت بیشتری به آن پاسخ داده شود. به همه بازدیدکنندگان عزیز این اطمینان داده می شود که ضمن احترام به تمامی اندیشه ها در صورت اعلام نام و مشخصات اصلی و بیان دیدگاه های خود حتی تند ترین انتقادات ، از امنیت کامل برخوردار خواهندبود ، امید است بتوانم با همیاری شما خوبان ، میز گرد آزاد مجازی ای را ، راه اندازی و به گفتگوئی آزاد و امن بپردازیم.

لازم به ذکر است در صورتیکه برخی از مطالب وبلاگ بیشتر از حد معمول باشد می توانید ادامه آن را در لینک " ادامه مطلب " که در پایان همان پست اضافه می شود مطالعه فرمائید.

به همراه این وبلاگ امکاناتی نظیر  جستجو گر گوگل ، استخاره آنلاین با قرآن مجید ، جملاتی از احادیث ائمه  ، فال انبیاء ، فال حافظ با معنی ،اعلام زمان و اوقات شرعی ، مترجم سایت در جهت ترجمه مطالب موجود در وبلاگ به هر زبان مورد نیاز ، مشاهده آمار بازدید وبلاگ و ... ارائه می گردد که می توانید به همراه آرشیو ماهیانه مطالب ، عناوین پست ها ، اضافه به علاقه مندیها و نیز امکان پرینت از صفحه ، در نوار ابزار ستون  سمت چپ  وبلاگ مشاهده نموده و با کلیک نمودن بر روی آنها ، بهره برداری لازم را بفرمائید.

درمنو ی " طنین بسیجی " نیز طنینی را گوش خواهیدداد که شما را به فضای هشت سال مبارزه حق علیه باطل خواهد برد...درصورتیکه نیاز به متوقف نمودن کامل و یا موقتی آن دارید می توانید از کلیدهای موجود استفاده فرمادید.

در قسمت " دوستان برتر " لینک های تصویری شخصیتهای مذهبی ، کشوری و ... دیده می شود که با کلیک بر روی تصویر مورد نظر ، به صفحه وب سایت و یا وبلاگ مربوطه جهت بازدید هدایت می شوید و همچنین نیز در قسمت " دوستان " نام وب سایت ها و وبلاگ های دیگر فعالان دنیای مجازی را می توانید ببینید که با کلیک بر روی آنها نیز ، وارد صفحه مورد نظر شده و بازدید نمائید.عزیزانی هم که تمایل به تبادل لینک دارند می توانند پس از درج لینک " تفکر بسیجی " مارا هم مطلع نموده تا در قسمت " دوستان " اضافه و لینک شوند.


حق یارتان ، همیشه پیروز و سلامت و پایدار باشید

http://tafakorebasiji.blogfa.com


faryad_ml@yahoo.com

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آذر 1390ساعت 0:16  توسط یک بسیجی متهم  | 



بادرود و سلام و آرزوی سالی سرشار ازموفقیت و سلامتی و برکت و شادی و ثروت برای همه هم نوعان، هموطنان و تمامی بسیجیان عزیز و گرانقدر.

متأسفانه اتفاقات نا خوشایندی که در سال گذشته برای نویسنده این وبلاگ رخ داد باعث شد تا مدتی از وبلاگ نویسی و نیز "تفکربسیجی" فاصله بگیرد ولی با توجه به بی مهری ها و کم لطفی های برخی دوستان و انتصاب برخی اتهامات واهی و برچسب های دور از ذهن!!! (به دلیل رعایت خط قرمز ها !!! از عنوان آنها و شرح آن خودداری می گردد!!! ) ، هنوز خود را یک بسیجی پایبند به قانون اساسی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و معتقد به مقام عظمای ولایت  دانسته و در راه خدمت به کشور عزیز ، بزرگ و اسلامی ایران و هم نوعان و هموطنان فهیم و شریف آن از هیچ کوششی دریغ نخواهم نمود.

تلاش من در این راه از ابتدا نیز برای چاپلوسی ، خودنمائی و یا نفوذ در ارگانی نبوده و نخواهد بود! و آنهائی که شناخت کافی نسبت به نگارنده دارند می دانند که درهیچ زمانی از زندگی 31 ساله ام اهل خودنمائی و یا تملق گوئی نبوده ام و تمام تلاشم فقط و فقط خشنودی خالق بزرگ و خداوند یکتا و عدالتخواه و برپائی حق و عدالت واقعی است و هیچ وقت خود را وامدار هیچ احدی و هیچ گروه و حزب و جناحی و هیچ ارگان و سازمانی ننموده ام و نخواهم نمود!!!

هدف از راه اندازی و نوشتن این وبلاگ هم نیز همانطور که در پست ثابت و اول آن اعلام نمودم مبارزه با تهاجم فرهنگی و جنگ نرم دشمنان ، در جهت بیدار نمودن جوانان این مرز وبوم وخنثی نمودن حربه های گوناگون دشمنان ایران عزیز است و بس و نیازمند تقدیر و حمایت هیچ احدی نیستم و درهمین جا نیز اعلام می دارم که نیازمند عضویت درهیچ ارگانی نمی باشم و فقط و فقط برای دل خودم :تفکربسیجی" را ادامه خواهم داد! حال آقایان من را "بسیجی واقعی" بدانند و یا ندانند! من را یک انسان ایرانی با التزام عملی به اسلام  بشناسند یا نشناسند!

پس با امید و توکل به خداوند بزرگ و یکتا و عدالتخواه مجددا فعالیت وبلاگ "تفکربسیجی" را آغاز و سعی بر بروزرسانی همیشگی آن خواهم داشت و باری دیگر دست تمامی بسیجیان سلحشور و جوانان غیور ایران اسلامی بخصوص استان ولایت مدار مازندران و بویژه شهرستان شهید پرور چالوس فشرده و ازهمه دوستان دعوت به عمل می آید تا در مدیریت  این وبلاگ و مبارزه با اهداف شوم دشمنان اسلام و انقلاب ، مرا همیاری و کمک نموده و با به کار گیری تفکر و اندیشه نوین بسیجی ،  خدمتی شایسته به ایران عزیز و ایرانیان گرامی بنمائیم.

یا حق - یا علی مدد

+ نوشته شده در  جمعه یکم اردیبهشت 1391ساعت 23:50  توسط یک بسیجی متهم  | 



هر انچه در خصوص امام حسین (ع) می خواهید بدانید

 می توانید به ادرس زیر رفته و مطالعه بفرمائید:

لطفا" فقط روی آدرس زیر کلیک بفرمائید تا به صفحه مربوطه که تمام موضوعات نام برده شده قراردارد هدایت شوید...اگر روی موضوعات کلیک کنید ارور می ده

 

http://www.hawzah.net/FA/subjects.html?SubjectID=4927


+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آذر 1390ساعت 1:15  توسط یک بسیجی متهم  | 



محرم، حيات دوباره تاريخ

 

سلام بر ماه محرم و سلام بر حسين‌ابن‌علي عليه‌السلام كه جان عزيز خويش فدا نمود تا آزادي‌خواهي و عدالت طلبي همواره در طول تاريخ پُرفراز و نشيب زندگي انسان‌ها پُررنگ‌ترين و معنا بخش‌ترين واژه‌ها باشد. فرياد بلند و رعدآساي " هيهات منّا الذلّه " حسين‌‌ابن‌علي عليه‌السلام هنوز از دل صحراي كربلا با همان حرارت آتشين به گوش جان همه مشتاقان راه حقيقت مي‌رسد، گويي كه با گذشت قرن‌ها هنوز دل‌سوختگان حسين‌ عليه‌السلام از روز واقعه داغي جانسوز به تن و جان خود دارند كه هيچ مرحمي التيام‌بخش آن نيست.

 مومن شب‌زنده‌داري را نمي‌توان يافت كه در عبادات شبانه و مخفيانه‌اش به ياد حسين عليه‌السلام و ياران دلداده‌اش بيفتد و اشكي از چشمانش براي مظلوميت آنها بر گونه‌اش روان نشود. چرا كه غم عاشورا در تمامي دل‌‌هاي عاشق نشسته است و چون آتشي، گرما‌بخش و روشني‌دهنده خانة جان همه دوستداران آزادگي و مردانگي است.  

اماما! تاريخ هنوز شرمسار توست كه درون خود بددلان و كوردلاني را پرورش داد كه جايگاه و منزلت بنده نيك و صادق خداوند را نشناختند و به روي كلام خداجويانه او شمشير جهالت و ناداني كشيدند. اما غافل از آن بودند كه تمامي ناداني آنها به زنداني سياه و تاريك تبديل خواهد شد و براي هميشه به اسارتشان خواهد كشاند. بدينسان كربلا به كارزار نبرد سياهي و روشنايي تبديل گشت و حسين عليه‌السلام شد منادي نور و روشنايي و لشگريان مقابل، پيروان زندگي فاني دنيا. در نبرد ناعادلانه روشني و تاريكي، حسين عليه‌السلام به خوبي مي‌دانست از چه روي شمشير از نيام برمي‌كشد و به جنگ با چه كساني مي‌رود، اما لشگريان و سپاه دون، كور و كر شده حتي نمي‌دانستند به جنگ با چه چيزي قدم به ميدان گذاشته‌اند، چه رسد به آنكه بدانند حسين كيست؟!  گويي همه‌شا فراموش كرده بودند كه رسول يگانه و برگزيده خدا به آنها سفارش كرده بود كه ميراث ارزشمند به جامانده از او را كه به نكويي به دستشان سپرده بود يعني قرآن و عترتش را پاس بدارند، مبادا كه گزندي به آنها برسد. اما فراموشي در دل‌‌هاي تاريكشان لانه كرده بود و جز به از بين بردن و نابود كردن خوبي‌‌ها به چيز ديگري نمي‌انديشيدند و براستي حسين عليه‌السلام چه عارفانه در برابر سپاه زشتي و تاريكي ايستادو نداي آزادي و آزادگي سرداد، هر چند كه گوش جان بددلان از صداي سكه‌هاي زر و نقره پُر شده بود و هيچ چيزي را نمي‌شنيدند.

و سرانجام حسين عليه‌السلام و ياران روشن‌دلش سبكبال و با قلب‌هايي آرام به ديدار معبودشان كه آنها را مشتاقانه بسوي خود مي‌طلبيد رهسپار شدند و تاريخ عزت و پايمردي در راه حق و راستي هميشه با نام آنها روشني و تلالو گرفت .

اماما! وقتي محرم محجوبانه قدم به خانه دلمان مي‌گذارد، ناخودآگاه در مي‌يابيم كه گويي تمامي روزها و سالها و ماهها در گذر هستند تا اين ماه عزيز فرا برسد و نام تو بر زبان‌ها جاري شود. با شنيدن نام تو به يكباره تمامي لحظات از حركت عادي خود باز مي‌مانند بسوي درك دوباره وجود  نازت متمايل مي‌شوند و همه چيز تنها تو را صدا مي‌زند .اينگونه است كه در ماه محرم اگر گوش جان را بواسطه صفاي باطن‌مان بگشاييم، به خوبي مي‌توانيم نداي " هيهات منّا الذلّه " حسين‌ابن‌علي عليه‌السلام را در همه جا بشنويم. بنظر مي‌رسد در اين ماه همه عناصر تشكيل دهنده هستي سكوت مي‌كنند تا صداي عدالت خواهي حسين عليه‌السلام در همه جا انعكاس پيدا كند و شور و شوق يگانه‌اش براي ديدار با پرودگار در جان همه چيزها كه ميل به زنده شدن در آنها بيدار شده نفوذ كند. از همين روست كه از زمستاني هم كه منتهي به بهار مي‌شود مي‌توان بهار جاودانگي حسين عليه‌السلام و ماندگاري ابدي همه يارانش را در همه اذهان بيدار نظاره‌ كرد و دلباخته شور و شوق ناب او براي رسيدن به معبود يگانه‌اش شد و دل از دنيا كند و با قدم گذاشتن در راه او به عالم معنا و ماندگاري رسيد.

اگر امروز به صفحات ورق خورده تاريخ نگاهي بيندازيم به وضوح خواهيم ديد شور و شوق زندگي گهربار حسين عليه السلام براي رسيدن به حضرت دوست بعد از شهادت مظلومانه‌اش هم در تمامي ذرات عالم منعكس شده تا عشق به حسين عليه‌السلام از نسلي به نسل ديگري و تا به امروز همچنان در قلوب همه دوستدارانش باقي بماند.

سرگشته بانوان وسط آتش خيام

چون در ميان آب نقوش ستاره‌ها

اطفال خرد‌سال ز اطراف خيمه‌ها

هرسو دوان چو از دل آتش شراره‌ها

غير از جگر كه دسترس اشقياء نبود

چيزي نماند در بَر ايشان ز پاره‌ها

انگشت رفت درسر انگشتري بباد

شد گوشها دريده پي گوشواره‌ها

سِبط شَهي كه نام همايون او بَرند

هر صبح و ظهر و شام فراز مناره‌ها

در خاك و خون فتاده و تازند بر تنش

با نعلها كه ناله برآرد ز خارها

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آذر 1390ساعت 1:6  توسط یک بسیجی متهم  | 



عاشورا و امام حسين عليه السلام در آئينه احاديث

(باکلیک برروی نام ائمه به صفحه مربوطه هدایت می شوید)

امامان شيعه عليهم السلام براى اينكه نهضت‏خونين كربلا و محرم و عاشورا براى هميشه زنده و جاويد بماند، سعى و تلاش فراوانى نمودند و دراين راستا از پنج‏شيوه استفاده كردند:

1- يادآورى مصائب امام حسين عليه السلام و ياران فداكارش در مناسبت‏هاى مختلف، بخصوص در ايام محرم و عاشورا.

عن ابى عمارة المنشد قال: «ما ذكر الحسين بن على عند ابى عبدالله عليه السلام فى يوم قط فرئى ابو عبدالله عليه السلام متبسما فى ذلك اليوم الى الليل‏» (1) ابوعماره منشد مى‏گويد: هر گاه در حضور امام صادق عليه السلام نام حسين عليه السلام برده مى‏شد، آن روز تا شام خنده بر لبان آن حضرت ديده نمى‏شد.

حضرت على بن موسى الرضا عليه السلام مى‏فرمايد:

«كان ابى اذا دخل شهر المحرم لايرى ضاحكا و كانت الكابة (2) تغلب عليه حتى يمضى منه عشرة ايام فاذا كان يوم العاشر كان ذلك اليوم يوم مصيبته و حزنه و بكائه و يقول: هو اليوم الذى قتل فيه الحسين عليه السلام » (3) وقتى ماه محرم مى‏رسيد پدرم را كسى خندان نمى‏ديد و غم و اندوه بر او چيره مى‏گشت تا روز عاشورا فرا مى‏رسيد و روز عاشورا روز مصيبت و اندوه و روز گريه او بود و مى‏فرمود: اين همان روزى است كه حسين عليه السلام كشته شد.

زمانى كه منصور دوانيقى دستور داد در منزل حضرت صادق عليه السلام را آتش بزنند، آن حضرت در منزل بودند و آتش را خاموش كردند و زنان و دختران وحشت‏زده از آتش‏سوزى را دلدارى دادند:

«فلما كان الغد دخل عليه بعض شيعته يسالونه فوجدوه حزينا باكيا، فقالوا: ممن هذا التاثر و البكاء؟ امن الجراة عليكم اهل البيت و ليس منهم باول مرة فقال الامام عليه السلام : لا ولكن لما اخذت النار ما فى الدهليز نظرت الى نسائى و بناتى يتراكضن فى صحن الدار من حجرة الى حجرة و من مكان الى مكان هذا و انا معهن فى الدار فتذكرت فرار عيال جدى الحسين عليه السلام يوم عاشوراء من خيمة الى خيمة و من خباء الى خباء و المنادى ينادى: احرقوا بيوت الظالمين‏» (4) فرداى آن روز دسته‏اى از شيعيان خدمت آن حضرت رسيدند تا از حالش جويا شوند، ديدند آن حضرت اندوهناك و گريان است پرسيدند: اين همه اندوه و گريه از چيست؟ آيا از گستاخى و بى‏حرمتى آنان نسبت به شما - اهل بيت - اين همه ناراحتيد و حال آن كه اين اولين بار نيست كه چنين مى‏كنند.

امام عليه السلام فرمود: نه، بلكه اندوه و گريه من از اين جهت است كه وقتى آتش، آستانه خانه را فرا گرفت، زنان و دخترانم را ديدم كه از اين اطاق به آن اطاق و از اين‏جا به آن‏جا پناه مى‏بردند در حالى كه من پيش آنان حضور داشتم و تنها نبودند. از اين صحنه به ياد فرار خانواده جدم حسين عليه السلام در روز عاشورا افتادم كه از خيمه‏اى به خيمه ديگر و از پناهگاهى به پناهگاه ديگر فرار مى‏كردند و دشمن فرياد مى‏زد: خيمه ستم‏كاران را به آتش بكشيد!

در مورد حضرت على بن الحسين عليه السلام آمده است كه روزى ابوحمزه ثمالى بر حضرت وارد شد و حضرت را در حال گريه ديد; عرض كرد:

«سيدى! ما هذا البكاء و الجزع؟ الم يقتل عمك حمزة؟ الم يقتل جدك على عليه السلام بالسيف ان‏القتل لكم عادة و كرامتكم من الله الشهادة‏».

«فقال له الامام عليه السلام : شكر الله سعيك يا ابا حمزة كما ذكرت القتل لنا عادة و كرامتنا من الله الشهادة و لكن يا اباحمزة هل سمعت اذناك ام رات عيناك ان امراة منا سبيت و هتكت قبل يوم عاشورا؟ و الله يا ابا حمزة ما نظرت الى عماتى و اخواتى الا و ذكرت فرارهن فى البيداء من خيمة الى خيمة و من خباء الى خباء و المنادى ينادى احرقوا بيوت الظالمين‏» (5)

مولاى من، اين همه گريه و بى‏تابى براى چيست؟ آيا عموى شما حمزه كشته نشد؟ آيا جد شما - على عليه السلام - با شمشير كشته نشد؟ كشته شدن، عادت شما خانواده است و شهادت عطيه‏اى الهى از آن شما است.

امام عليه السلام فرمود: اى ابوحمزه خداوند به تو جزاى خير دهد چنان‏كه گفتى كشته شدن براى ما عادت است و خداوند نيز به ما شهادت را ارزانى داشته است ولى اى ابوحمزه آيا هرگز شنيده‏اى يا ديده‏اى كه تا قبل از عاشورا زنى از خانواده ما به اسارت رفته باشد و هتك حرمت‏شده باشد؟ به خدا سوگند اى ابوحمزه هر وقت به عمه‏ها و خواهرانم نگاه مى‏كنم به ياد فرار آن‏ها در بيابان مى‏افتم كه ازخيمه‏اى به خيمه‏اى و از پناهگاهى به پناهگاهى فرار مى‏كردند و دشمن فرياد مى‏زد: خيمه ستم‏كاران را به آتش بكشيد!

حضرت صادق عليه السلام به داود رقى فرمود:

«انى ما شربت ماء باردا الا و ذكرت الحسين‏» (6) من هرگز آب سرد ننوشيدم مگر اين‏كه به ياد حسين عليه السلام افتادم.

حضرت رضا عليه السلام فرمود:

«ان يوم الحسين اقرح جفوننا و اسبل دموعنا و اذل عزيزنا بارض كرب و بلاء و اورثناءالكرب و البلاء الى يوم الانقضاء» (7) حادثه عاشورا اشك ما را روان ساخت و خون از چشم ما جارى كرد و عزيز ما را در سرزمين غم و اندوه، خوار ساخت و تا روز قيامت براى ما غم و غصه به ميراث گذاشت.

و همچنين حضرت رضا عليه السلام به ريان بن شبيب فرمود:

«ان المحرم هو الشهر الذى كان اهل الجاهلية فيما مضى يحرمون فيه الظلم و القتال لحرمة فما عرفت هذه الامة حرمة شهرها و لا حرمة نبيها لقد قتلوا فى هذا الشهر ذريته و سبوا نساءه‏» (8) محرم ماهى است كه اهل جاهليت در گذشته، تجاوز و جنگ را در آن حرام مى‏دانستند و آن را محترم مى‏شمردند ولى اين امت، حرمت ماه خود را و حرمت ماه پيامبر خود را نگاه نداشتند. در اين ماه فرزندان او را كشتند و خانواده او را به اسارت بردند.

2- امامان شيعه بر مصائب امام حسين عليه السلام و اهل بيت گرامى‏اش گريه مى‏كردند و با توجه به شرايط سياسى زمان، مجالس عزادارى تشكيل مى‏دادند و شيعيان را به عزادارى و گريه بر مصائب سالار شهيدان ترغيب و تشويق مى‏كردند.

علقمه بن محمد حضرمى نقل مى‏كند كه حضرت باقر عليه السلام بر امام حسين عليه السلام گريه مى‏كرد:

«ثم ليندب الحسين عليه السلام و يبكيه و يامر من فى داره ممن لا يتقيه بالبكاء عليه و يقيم فى داره المصيبة باظهار الجزع عليه و ليعز بعضهم بعضا بمصابهم بالحسين عليه السلام » (9) سپس به گريه و زارى بر حسين عليه السلام مى‏پرداخت و دستور مى‏داد به افرادى كه در خانه بودند و از آنان تقيه نمى‏كرد، بر حسين عليه السلام گريه كنند; آن حضرت در خانه خود مجلس عزا برپا مى‏داشت و به يكديگر مصيبت‏حسين عليه السلام را تسليت مى‏گفتند.

«عن عبدالله بن غالب قال: دخلت على ابى عبدالله عليه السلام فانشدته مرثية الحسين بن على عليهما السلام فلما انتهيت الى هذا الموضع:

لبلية تسقوا حسينا بمسقاة الثرى غير التراب

صاحت باكية من وراء الستر: «يا ابتاه‏» (10) عبدالله بن غالب گويد:

بر امام صادق عليه السلام وارد شدم و براى او مرثيه حسين بن على عليهما السلام را خواندم وقتى به اين جمله رسيدم كه: «چه مصيبتى كه حسين را در كنار آب از خاك سيراب كردند»، از پشت پرده زنى فرياد زد: «يا ابتاه‏». (11)

«عن هارون المكفوف قال: دخلت على ابى عبدالله عليه السلام فقال لى: «انشدنى‏». فانشدته; فقال: «لا، كما تنشدون و كما ترثيه عند قبره‏» فانشدته:

امرر على جدث الحسين فقل لاعظمه الزكية

قال: فلما بكى امسكت انا فقال مر; فمررت، قال: ثم قال: «زدنى‏» قال: فانشدته:

يا مريم قومى واندبى مولاك و على‏الحسين فاسعدى ببكاك

قال: فبكى و تهايج النساء. قال: فلما ان سكتن قال لى: «يا ابا هارون! من انشد فى الحسين فابكى عشرة فله الجنة .

هارون مكفوف گويد: وارد بر امام صادق عليه السلام شدم فرمود:برايم بخوان، برايش خواندم. آن حضرت فرمود: نه، آن‏چنان كه در كنار قبرش مرثيه مى‏خوانيد بخوان و من خواندم:

از كنار نعش حسين گذر كن و به آن استخوان‏هاى پاك بگو وقتى آن حضرت به گريه افتاد سكوت كردم ولى فرمود: ادامه بده، ادامه دادم. فرمود: باز هم بخوان تا به اين‏جا رسيدم كه:

اى مريم برخيز و بر مولاى خود ندبه كن و با گريه ات بر حسين رستگار شو امام عليه السلام گريه كرد و زن‏ها شيون سر دادند. وقتى آرام شدند، حضرت فرمود: اى ابوهارون هر كس مرثيه حسين عليه السلام بخواند و ده نفر را بگرياند، پاداش او بهشت است.

3- تشويق شعرا و دانشمندان به سرودن شعر و خواندن آن در خصوص نهضت‏حسين بن على عليهما السلام و مصائب دردناك كربلا و بيان ارزش و ثواب اين كار بزرگ.

حضرت صادق عليه السلام به ابى عماره شاعر فرمود:

«يا ابا عمارة! من انشد فى الحسين بن على عليهما السلام شعرا فابكى خمسين، فله الجنة و من انشد فى الحسين عليه السلام شعرا فابكى ثلاثين، فله الجنة‏» (12) اى ابوهارون! هر كس در رثاى حسين قصيده‏اى بخواند و پنجاه نفر را بگرياند پاداش او بهشت است و هر كس در رثاى حسين عليه السلام ، قصيده‏اى بخواند و سى نفر را بگرياند پاداش او بهشت است.

امام صادق عليه السلام به ابى هارون مكفوف فرمود:

«يا ابا هارون! من انشد فى‏الحسين شعرا فبكى و ابكى عشرة كتب لهم الجنة‏» (13) اى ابوهارون! هر كس در رثاى حسين قصيده‏اى بخواند و بگريد و ده نفر را بگرياند، پاداش آنان بهشت است.

حضرت امام صادق عليه السلام به صالح بن عقبه فرمود:

«من انشد فى الحسين عليه السلام بيتا من شعر فبكى و ابكى عشرة فله و لهم الجنة‏» (14) هر كس در رثاى حسين عليه السلام يك بيت از قصيده‏اى بخواند و بگريد و ده نفر را بگرياند پاداش آنان بهشت است.

داستان آمدن دعبل بن على خزاعى شاعر معروف عرب را در ايام محرم به محضر على‏بن موسى‏الرضا عليه السلام و دعوت امام از وى براى سرودن مرثيه جدش حضرت حسين بن على عليهما السلام را مى‏توان در جلد 45، صفحه 257 كتاب بحارالانوار مطالعه نمود.

ائمه معصومين عليهم السلام : از شاعرانى همچون كميت، دعبل، سيد حميرى و... كه در آن جو خفقان، مصائب حسين عليه السلام را به شعر در آوردند، تقدير نموده‏اند.

4- ائمه طاهرين عليهم السلام : علاوه بر اينكه خودشان به زيارت حضرت حسين بن على عليهما السلام و شهداى كربلا مى‏رفتند شيعيان را هم براى رفتن به زيارت آن حضرت در هر شرايطى ترغيب و تشويق مى‏نمودند و اجر و ثواب فراوان اين زيارت را براى شيعيان تبيين مى‏كردند.

روايات مربوط به زيارت امام حسين عليه السلام و اصحاب و ياران فداكار آن حضرت در جلد 101 بحارالانوار، ج 10 وسائل‏الشيعه از صفحه 318 تا صفحه 408، كتاب كامل‏الزيارات از صفحه 131 تا صفحه 222 و در كتاب ثواب الاعمال مرحوم صدوق از صفحه 308 تا 338 آمده است.

روايات زيارت چند دسته هستند كه در اين مورد به چند روايت اشاره مى‏شود و بقيه روايات را از منابع ارائه شده مى‏توان استخراج كرد:

دسته اول: زيارت، فرض و واجب است

حضرت صادق عليه السلام به ام سعيد احمسيه فرمود:

«يا ام سعيد زوريه فان زيارة قبر الحسين عليه السلام واجبة على الرجال و النساء» (15) او را زيارت كن كه زيارت قبر حسين عليه السلام بر زن و مرد واجب است.

حضرت صادق عليه السلام به معاوية بن وهب فرمود:

«يا معاوية لاتدع زيارة قبر الحسين لخوف‏» (16) اى معاويه، زيارت قبر حسين را به خاطر هيچ ترسى، ترك مكن.

و همچنين آن حضرت به محمد بن مسلم فرمود:

«هل تاتى قبر الحسين عليه السلام ؟ قلت; نعم، على خوف و وجل، فقال: ما كان من هذا اشد فالثواب فيه على قدر الخوف‏» (17) آيا به مزار حسين مى‏روى؟ گفتم: آرى، ولى با ترس و وحشت. فرمود: هر چه سخت‏تر و ترسناكتر باشد پاداشش بيشتر است.

دسته دوم: زيارت به همراه معرفت

«عن ابى الصامت قال: سمعت ابا عبدالله عليه السلام و هو يقول: من اتى قبر الحسين عليه السلام عارفا بحقه غفر له ما تقدم من ذنبه و ما تاخر» (18) ابوصامت گويد از امام صادق عليه السلام شنيدم كه: هر كس به زيارت قبر حسين عليه السلام بيايد و به حق او شناخت داشته باشد، گناهان گذشته و آينده او بخشيده مى‏شود.

دسته سوم: فوائد زيارت

«عن ابى مسكان عن ابى عبدالله قال: «من اتى قبر الحسين عليه السلام عارفا بحقه غفر له ما تقدم من ذنبه و ما تاخر» (19) ابومسكان از امام صادق عليه السلام روايت كرده است: هر كس به مزار حسين عليه السلام برود و به حق او آشنا باشد گناهان گذشته و آينده او بخشيده مى‏شود.

دسته چهارم: اهميت زيارت آن حضرت

«عن ابى الحسن الرضا عليهما السلام قال: من زار قبر ابى عبدالله بشط الفرات كان كمن زارالله فوق عرشه‏» امام رضا عليه السلام فرموده است: هر كس قبر امام حسين عليه السلام را در كنار شط فرات، زيارت كند همانند كسى است كه خدا را در عرش خود، زيارت كرده باشد.

دسته پنجم: عقوبت ترك زيارت آن بزرگوار

«عن محمد بن مسلم عن ابى جعفر عليه السلام قال: من لم يات قبر الحسين عليه السلام من شيعتنا كان منتقص الايمان، منتقص الدين و ان دخل الجنة كان دون المؤمنين فى الجنة‏» (20) محمد بن مسلم از امام باقر عليه السلام روايت كرده است: از شيعيان ما هر كس قبر حسين عليه السلام را زيارت نكند، ايمانش ناقص و دينش ناقص است و اگر اهل بهشت باشد مقامى پايين‏تر از ديگر مؤمنان خواهد داشت.

عن سيف بن عميرة عن رجل عن ابى عبدالله قال: «من لم يات قبر الحسين عليه السلام و هو يزعم انه لنا شيعة حتى يموت فليس هو لنا بشيعة.» (21) سيف بن عميره از شخصى روايت مى‏كند كه امام صادق عليه السلام فرمود: كسى كه تا آخر عمر به زيارت حسين عليه السلام نرود و تصور كند شيعه ما است، چنين شخصى شيعه ما نيست.

عن هارون بن خارجة عن ابى عبدالله عليه السلام قال: «سالته عمن ترك الزيارة زيارة قبر الحسين بن على من غير علة قال: «هذا رجل من اهل النار» (22) هارون بن خارجه گويد: از امام صادق عليه السلام درباره كسى كه زيارت قبر حسين بن على عليهما السلام را بدون عذر ترك گويد، پرسيدم. فرمود: چنين شخصى اهل دوزخ است.

فلسفه اصرار ائمه : بر زيارت حضرت سيدالشهدا اين بود كه چون دشمنان اسلام; يعنى، بنى‏اميه، بنى مروان و بنى‏عباس با تمام قدرت تلاش مى‏كردند كربلا و عاشورا و قيام حسين را نابود كرده و نگذارند اثرى از قبر امام باقى بماند; لذا ائمه معصومين : بر اين امر عنايت ويژه‏اى مبذول مى‏فرمودند; چرا كه فرهنگ عاشورا و تاريخ كربلا و حرم حسين، هميشه براى حاكمان ستمگر زمان، خطرساز بوده و هست.

در جلد 45 بحارالانوار، صفحه 390 بابى تحت عنوان «جور الخلفاء على قبره الشريف‏»

تجاوز خلفا بر قبر شريف آن حضرت آمده است كه مى‏توان به آن مراجعه كرد.

شخصى به نام ديزج مى‏گويد:

«بعثنى المتوكل الى كربلاء لتغيير قبر الحسين‏». «المتوكل يامر بحرث قبر الحسين عليه السلام مدة عشرين سنة‏» متوكل مرا به كربلا فرستاد تا آثار قبر حسين را از ميان بردارم. متوكل در مدت بيست‏سال دستور مى‏داد قبر حسين عليه السلام را شخم بزنند.

بنى‏اميه و بنى‏عباس، هر دو در اين مورد حساسيت داشتند و در آن مشترك بودند.

5- ائمه : خودشان در نمازها از تربت امام حسين عليه السلام استفاده مى‏كردند و شيعيان را به استفاده از آن توصيه مى‏نمودند. در حالات امام سجاد عليه السلام آمده است:

«فكان اذا حضرته الصلاة صبه على سجادته و سجد عليه‏» (23) هرگاه وقت نماز مى‏رسيد آن (تربت كربلا) را روى سجاده‏اش مى‏ريخت و بر آن سجده مى‏كرد.

حضرت صادق عليه السلام فرمود:

«و من كانت معه سبحة من طين قبر الحسين كتب مسبحا و ان لم يسبح بها» (24) هر كس همراهش تسبيحى از تربت قبر حسين عليه السلام باشد، از تسبيح‏گويان محسوب مى‏شود گرچه با آن تسبيح نگويد.

«عن موسى بن جعفر عليه السلام قال: و لا تاخذوا من تربتى شيئا لتبركوا به فان كل تربة لنا محرمة الا تربة جدى الحسين بن على عليهما السلام فان الله عزوجل جعلها شفاء لشيعتنا و اوليائنا» (25) موسى بن جعفر عليهما السلام فرمود: از تربت من هرگز براى تبرك بر نداريد زيرا همه تربت‏ها جزتربت جدم حسين بن على عليهما السلام حرام است‏خداوند - عزوجل - آن را براى شيعيان و دوستداران ما شفا قرار داده است.

بقيه روايات را مى‏توان در جلد 101 بحارالانوار از صفحه 118 تا 140; و از صفحه 140 كتاب ثواب الاعمال و جلد 10 وسائل الشيعه صفحه 408 مطالعه كرد.

اولين كسى كه بر تربت امام حسين عليه السلام سجده كرد حضرت على بن الحسين عليهما السلام بود كه پس از دفن پدر، مقدارى از خاك قبر را برداشته و بر آن سجده كرد و با آن خاك تسبيح درست كرد. برخى بيماران مدينه با همين تربت‏شفا يافتند. (26)

ائمه طاهرين عليهم السلام : با اين پنج‏شيوه، در طول تاريخ كه حكومت به دست مخالفان شيعه بود نگذاشتند نهضت‏خونين كربلا فراموش شود و امروز اين رسالت بزرگ به عهده شيعيان ميباشد كه شيوه‏ها را شناخته و دنبال كنند; چون با زنده ماندن قيام امام حسين عليه السلام و راه او، اسلام و تشيع زنده و جاويد مى‏ماند.

پيروزى يا شكست

امسال با آغاز ماه محرم‏الحرام، 1360 سال از شهادت حضرت سيدالشهدا عليه السلام و ياران باوفايش مى‏گذرد; پيوسته در طول اين تاريخ اين سئوال مطرح بوده و هست كه آيا حسين بن على عليهما السلام در اين قيام و مبارزه پيروز شد يا شكست‏خورد؟

واژه پيروزى در لغت

واژه فوز و فاز به معناى پيروزى آمده است. در كتاب مفردات راغب ذكر شده است:

«الفوز الظفر بالخير» (27) پيروزى، دست‏يافتن به خوبى است.

و حضرت على عليه السلام هنگامى كه ضربت به فرق مباركش اصابت كرد، فرمود:

«فزت و رب الكعبة‏» يعنى، به خداى كعبه سوگند كه پيروز شدم.

«ان الله اشترى من المؤمنين... و ذلك هو الفوز العظيم‏» (28) خداوند از مؤمنان خريده است... و اين است رستگارى بزرگ.

در زيارت اول ماه رجب آمده است:

«فزتم و الله فوزا عظيما» به خدا سوگند به رستگارى بزرگ، دست‏يافتيد.

خطاب به شهداى كربلا آمده است:

«اشهد انكم الشهداء و السعداء و انكم الفائزون‏» (29) شهادت مى‏دهم كه به راستى شما شهيد و سعيد هستيد و به راستى شما رستگار هستيد.

پيروزى مردان خدا در قرآن

«كتب الله لاغلبن انا و رسلى‏» (30) خداوند چنين مقرر داشته كه من و رسولانم پيروز مى‏شويم.

لام و نون تاكيد ثقليه، نشانه قطعى و حتمى بودن پيروزى خداوند و رسولانش است.

«فان حزب الله هم الغالبون‏» (31) حزب خدا پيروز است.

در همه جبهه‏ها حزب الله پيروز است.

«و ان جندنا لهم الغالبون‏» (32) و لشكر ما پيروز است.

پيروزى در فرهنگ اسلام مفهوم پيروزى در فرهنگ اسلام با پيروزى در فرهنگ‏هاى ديگر متفاوت است:

1- شهادت، اسارت و صدمه ديدن در راه انجام وظيفه، پيروزى است;

«و من يقاتل فى سبيل‏الله فيقتل او يغلب فسوف نؤتيه اجرا عظيما» (33) و آن‏كس كه در راه خدا پيكار كند و كشته شود يا پيروز گردد، پاداش بزرگى به او خواهيم داد.

«قال الحسين عليه السلام : اما والله انى لارجو ان يكون خيرا ما اراد له ربنا قتلنا او ظفرنا» (34) به خدا سوگند من اميدوارم آن‏چه خدا براى ما خواسته است‏سرانجام نيك داشته باشد، كشته شويم يا پيروز گرديم.

2- رسيدن به هدف حتى با شهادت، پيروزى است. هدف امام عليه السلام در قيام عاشورا، معرفى چهره كثيف يزيد بود كه در لباس جانشينى پيامبر 6 قصد نابودى اسلام و احياى جاهليت را در سر داشت; كه به آن رسيد و علاوه بر اين، امام عليه السلام مكتب خونين ضد استبداد و ستم را پايه‏گذارى كرد كه تا قيامت موجب بقاء، عظمت و حفظ اسلام و فرهنگ تشيع گرديد.

3- گاهى پيروزى دفعى و كوتاه مدت حاصل نمى‏شود; بلكه آثار آن در دراز مدت ظاهر مى‏شود; چنانكه حضرت امام خمينى 1 در قيام 15 خرداد، پيروز نشد; لكن زمينه آگاهى و رشد جامعه را فراهم كرد كه به پيروزى 22 بهمن سال 1357 منجر شد.

4- دشمنان در قيام كربلا به هيچ يك از اهداف خود نرسيدند. از جمله اهداف دشمنان اسلام، نابودى اسلام، احياى جاهليت، سركوب همه حركتهاى ضد استبداد، اعلام روز عاشورا به عنوان عيد، فتح و پيروزى و به فراموشى سپردن خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله بود.

پيروزى و شكست در روايات

«قال على عليه السلام : ما ظفر من ظفر الاثم به، الغالب بالشر مغلوب‏» (35)

مغلوبى كه حق با او باشد، پيروز است. (36)

«قال رسول الله صلى الله عليه و آله : لاتزال طائفة من امتى ظاهرين على الحق لايضرهم من خذلهم حتى ياتى امرالله و هم كذلك‏» پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: همواره دسته‏اى از امت من پشتيبان حق‏اند و دشمن گزندى به آنان نمى‏رساند تا امر خدا فرا رسد و باز هم ايشان پشتيبان حق‏اند.

پيروزى در سخنان سالار شهيدان

هنگامى كه حضرت تصميم گرفت كه از مدينه حركت كند، كاغذى خواست و روى آن خطاب به بنى‏هاشم نوشت:

«بسم‏الله‏الرحمن الرحيم من الحسين بن على‏بن ابى‏طالب الى بنى‏هاشم اما فانه من لحق بى منكم استشهد و من تخلف لم يبلغ الفتح‏» (37) به نام خداوند بخشنده مهربان از حسين بن على بن ابى‏طالب عليهم السلام : به بنى‏هاشم: آگاه باشيد كه هر كس با من بيايد شهيد خواهد شد و هر كس نيايد به فتح و پيروزى دست نخواهد يافت.

«قال الحسين عليه السلام : ليس الموت فى سبيل العز الا حياة خالدة و ليست الحياة مع الذل الا الموت الذى لاحياة معه‏» (38) حسين عليه السلام : مرگ در راه عزت، زندگى جاودان است و زندگى با ذلت مرگى است كه حيات در آن راه ندارد.

«قال الحسين عليه السلام : و ان نغلب فغير مغلبينا» (39) امام فرمودند: و اگر مغلوب شديم، ما شكست ناپذيريم.

پيروزى در رجز علمدار كربلا

«لا ارهب الموت اذ الموت رقا» (40) از مرگ هراسى ندارم زيرا مرگ تكامل است.

پيروزى خون بر شمشير

ابراهيم بن طلحه در مدينه از حضرت على‏بن الحسين عليه السلام پرسيد: چه كسى در اين واقعه پيروز شد؟ فرمود: هنگام اذان معلوم مى‏شود:

«اذا دخل وقت الصلاة فاذن و اقم تعرف من غلب‏» (41) وقتى هنگام نماز رسيد اذان و اقامه بگو، آن‏گاه پيروز را خواهى شناخت.

سهل بن سعد نقل مى‏كند: سر بريده حضرت ابوالفضل را بر بالاى نيزه ديدم كه خنده بر لب دارد (يعنى، بر مرگ خنده مى‏زند). (42)

ره توشه راهيان نور ويژه محرم 1379/1421

پى‏نوشتها

1 - بحارالانوار، ج 44، ص 280

2 - الكآبة: اندوه و غصه

3 - بحارالانوار، ج 44، ص 284، امالى صدوق، 288

4 - مجمع مصائب اهل البيت، الخطيب الهندوبى، ج 1، ص 24

5 - همان، ص 61

6 - امالى صدوق، ص 122

7 - بحارالانوار، ج 44، ص 284

8 - امالى صدوق، ص 112

9 - وسائل الشيعه، ج 10، ص 398

10 - بحارالانوار، ج 44، ص 286

11 - يعنى امام را سنگ باران كردند.

12 - بحارالانوار، ج 44، ص 282

13 - همان، ص 288

14 - همان، ص 289

15 - كامل الزيارات، ص 131، بحار الانوار، ج 101، ص 3، ح 9

16 - همان، ص 136 و 137

17 - همان، صفحات 149، 163، 165، 184

18 - همان، صفحات 149، 163، 165، 184

19 - همان، ص 211

20 - همان

21 - همان، ص 212

22 - وسائل الشيعه، ج 3، ص 608

23 - همان

24 - همان، ج 10، ص 410 تا 412

25 - زندگانى امام حسين، مرحوم حسين عمادزاده، ص 855

26 - مفردات راغب، ص 387

27 - توبه، 111

28 - مفاتيح‏الجنان، ص 440

29 - مجادله، 21

30 - مائده، 56

31 - صافات، 172

32 - نساء، 74

33 - موسوعة، ص 362

34 - قصار الحكم، حديث 327

35 - موسوعة، ص 362

36 - مجموعه ورام، ص 7

37 - بحارالانوار، ج 44، ص 330

38 - ادب الحسين، ص 159

39 - كتاب بر شطى از حماسه و حضور، سازمان تبليغات اسلامى، ص 185

40 - بطال العلقمى، ص 309، رقا به معناى تكامل و ترقى است

41 - الامام زين‏العابدين، سيدعبدالرزاق مقرم، ص 370

42 - قهرمان علقمه، دكتر احمد بهشتى، ص 303

 
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آذر 1390ساعت 1:5  توسط یک بسیجی متهم  | 



هر دم به گوش می رسد آوای زنگ قافله ، این قافله تا كربلا دیگر ندارد فاصله

فرارسیدن ماه محرم ماه پیروزی خون بر شمشیر

ماه پژمرده شدن گلستان فاطمه 

برتمامی شیعیان تسلیت

 السلام ای وادی کرببلا
السلام ای سرزمین پر بلا
السلام ای جلوه گاه ذوالمنن
السلام ای کشته های بی کفن

ماه خون:دردو رنج و غصه وماتم

ماه خون:ناقه ونیزه و دردزینب

ماه خون:تیره سه شعبه وعلی اصغر

ماه خون:قتلگاه ومادر قد کمان...و اه و واویلا

ماه خون:زینب وحسین وعلمدار

ماه خون:......خته ترید

ماه خون:رود اب و مشکه پاره دستان علمدار

دوسدارم بقیشو شماها برام بگید بهترینشو انتخاب میکنم

میذارم تو وب

ماه خون:..........................

امام حسین مظهر:...............................

ماه محرم که میاد:................................

شبهای محرم:.......................................................

قتلگاه و بیبی زهرا:...........................

ماه محرم یعنی:...............................................

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آذر 1390ساعت 0:57  توسط یک بسیجی متهم  | 



 

 

دکتر شریعتی

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آذر 1390ساعت 0:57  توسط یک بسیجی متهم  | 



یا حسین - عاشورا - ماه محرم

باز محرم رسید، ماه عزای حسین
سینه‌ی ما می‌شود، كرب و بلای حسین
كاش كه تركم شود غفلت و جرم و گناه
تا كه بگیرم صفا، من ز صفای حسین

*عالم همه قطره و دریاست حسین ، خوبان همه بنده و مولاست حسین ، ترسم كه شفاعت كند از قاتل خویش ، از بس كه كَرَم دارد و آقاست حسین

*دل را اگر از حسین بگیرم چه كنم
بی عشق حسین اگر بمیرم چه كنم
فردا كه كسی را به كسی كاری نیست
دامان حسین اگر نگیرم چه كنم

*عالم همه محو گل رخسار حسین است ، ذرات جهان درعجب از كار حسین است . دانی كه چرا خانه ی حق گشته سیه پوش ، یعنی كه خدای تو عزادار حسین است

*نازم آن آموزگاری را که در یک نصف روز
دانش‌آموزان عالم را همه دانا کند
ابتدا قانون آزادی نویسد بر زمین
بعد از آن با خون هفتاد و دو تن امضا کند

*آبروی حسین به كهكشان می ارزد ، یك موی حسین بر دو جهان می ارزد ، گفتم كه بگو بهشت را قیمت چیست ، گفتا كه حسین بیش از آن می ارزد

*کاش بودیم آن زمان کاری کنیم
از تو و طفلان تو یاری کنیم
کاش ما هم کربلایی می شدیم
در رکاب تو فدایی می شدیم
السلام علیک یا ابا عبدالله ...

*ماه خون ماه اشك ماه ماتم شد ، بر دل فاطمه داغ عالم شد . فرا رسیدن ماه محرم را به عزادارن راستینش تسلیت عرض میكنم

*یه جائیه تو دنیا همه براش می میرن
تموم حاجتا رو همه از می گیرن
بین دو نهر آبه ، یه سرزمین خشکه
شمیم باغ و لاله اش خوشبو ز عط مُشکه
شبای جمعه زهرا زائر این زمینه
سینه زن حسینه ، یل ام البنینه ...

*ای وجودت عشق را معنای حسین عالمی یك قطره تو دریا حسین فرا رسیدن ماه محرم را به تمامی مسلمانان جهان تسلیت می گم

*حسین میا به کوفه ، کوفه وفا ندارد ...
ای به دل بسته ، قدری آهسته
کن مدارا با ، زینب خسته ...
یا حسین مظلوم ...

*پرسیدم:ازحلال ماه، چراقامتت خم است؟ آهی كشیدوگفت:كه ماه محرم است.گفتم: كه چیست محرم؟باناله گفت:ماه عزای اشرف اولادآدم است

*محرم آمد و ماه عزا شد
مه جانبازی خون خدا شد
جوانمردان عالم را بگویید
دوباره شور عاشوار به پا شد

*فرشته‌ها از امشب صبوی غم می‌نوشن
دوباره اهل جنت پیرهن سیاه می‌پوشن

*با آب طلا نام حسین قاب کنید
با نام حسین یادی از آب کنید
خواهید مه سربلند و جاوید شوید
تا آخر عمر تکیه بر ارباب کنید
فرا رسیدن ماه محرم تسلیت باد

*باز محرم شدو دلها شکست از غم زینب دل زهرا شکست
باز محرم شد و لب تشنه شد از عطش خاک کمرها شکست
آب در این تشنگی از خود گذشت دجله به خون شد دل صحرا شکست
قاسم ولیلا همه در خون شدند این چه غمی بود که دنیا شکست
محرم ماه غم نیست ماه عشق است محرم مَحرم درد حسین است

*هر دم به گوش می رسد آوای زنگ قافله ، این قافله تا كربلا دیگر ندارد فاصله .
حلول ماه محرم ، ماه پژمرده شدن گلستان فاطمه تسلیت باد . التماس دعا

عاشورا - ماه محرم

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آذر 1390ساعت 0:55  توسط یک بسیجی متهم  | 



راهکارهاي آمريکا در جنگ نرم با جمهوري اسلامي ايران

     پديده جنگ نرم که عليه جمهوري اسلامي ايران به راه افتاده  است به شکل هاي مختلف مانند نابساماني اقتصادي، ايجاد نارضايتي در جامعه، تأسيس سازمان‌هاي غيردولتي ، جنگ رسانه‌اي، عمليات رواني براي ضعيف جلوه دادن دولت و ايجاد ناتوي فرهنگي متبلور مي‌شود.عوامل براندازي نيز از زمينه‌هاي موجود در جامعه براي پيشبرد اهداف خود استفاده کرده و سعي در ايجاد نارضايتي بين افکارعمومي را دارند.

     از جمله اين راهکارها در اجراي پروژه بهره برداري از وجود تنوع قومي و قبيله اي در ايران، دامن زدن به نافرماني مدني در تشکل‌هاي دانشجويي و ايجاد شبکه‌هاي راديو  تلويزيوني فارسي زبان را مي توان نام برد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آذر 1390ساعت 3:19  توسط یک بسیجی متهم  | 



 نگاهی به جریان شناسی جنگ نرم می توان گفت که این شیوه جنگی، از دیرباز مورد استفاده قرار گرفته و همواره از سوی انسان ها در جنگ ها به عنوان یک ساز و کار موثر مورد توجه بوده است. تنها تفاوتی که می توان در میان جنگ های نرم در دوران گذشته و عصر معاصر یافت، تفاوت در ابزارها و روشهای آن است و اصولا بهره گیری از هر نوع ابزاری در جنگ نرم بر این پایه و محور قرار می گیرد که بر اندیشه و احساسات مخاطب تاثیرگذاشته و او را مرعوب خود سازد و بی آن که واکنشی از خود نشان دهد، تسلیم دشمن شده و یا در مسیر خواسته های او گام بردارد.

براساس این فرضیه می توان به سراغ آموزه های قرآنی رفت و تحلیل قرآن را از جنگ نرم و مسایل و مباحث مربوط به آن را استخراج کرد. نویسنده در این مطلب با توجه به چنین پیش فرضی به سراغ آیات قرآنی رفته تا نگرش قرآن را در این موضوع ارائه دهد. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

● جنگ نرم و حدود و مرزهای آن

دشمن در جنگ نرم تلاش دارد با استفاده از ابزارهای فرهنگی و ارتباطاتی پیشرفته و با شایعه و دروغ پراکنی و استفاده از برخی بهانه ها، میان آحادمردم تردید، بدبینی، و اختلاف ایجاد کند. (رهبر معظم انقلاب)

آموزه های قرآنی به جنگ نرم در حوزه دشمن شناسی و مقابله با دشمن، توجه داشته است. آیات بسیاری به این مسئله از دو زاویه دید مختلف نگریسته است. به این معنا که اگر دشمن برخی از سازوکارهای جنگ روانی را در جنگ نرم به کار می گیرد، جامعه اسلامی نیز در دفاع و مقابله با دشمن می بایست از همه امکانات بهره گیرد و در جنگ نرم، به حکم مقابله به مثل «فمن اعتدی علیکم فاعتدوا علیه بمثل ما اعتدی علیکم و اتقواالله و اعلموا ان الله مع المتقین» عمل نماید. (بقره، آیه ۱۹۴)

البته در این آیه و آیات دیگر بر این مهم توجه و تاکید شده است که مومنان به حکم تقوای الهی، از هرگونه رفتارهای ضد اخلاقی و عقلانی که هنجارها و ارزش های اساسی بشریت را تضعیف می کند و یا از میان برمی دارد باید پرهیز کنند. بنابراین خطوط قرمزها و محدودیت هایی را برای این مقابله به مثل در همه حوزه ها از جمله جنگ نرم معین کرده است که مومنان نمی توانند از آن مرزها گذر کنند و همانند دشمنان خدا و دین، عمل نمایند؛ به عنوان نمونه قتل و غارت بی گناهان و زنان و کودکان در فرهنگ ضدبشری دشمنان اسلام صورت می گیرد ولی مومنان مجاز نیستند این گونه رفتار کنند. در جنگ نرم نیز دشمنان به شیوه های زشت و ناپاکی رو می آورند که حریم های انسانی و نیز قداست و کرامت بشری را می شکند و به تهمت و افتراهای ناموسی و همانند آن رو می آورند، در حالی که مومنان براساس آموزه های اسلامی و محوریت تقوای عقلانی و عقلایی و شرعی نمی تواند در جنگ نرم از آن ها بهره گیرند.

● روش شناسی و رفتارشناسی دشمنان

خداوند در تحلیل روش شناسی و رفتارشناسی دشمنان اسلام و توحید، به این نکته توجه می دهد که دشمنان اسلام، به سبب همدلی و مشابهت و همانندی در فکر و اندیشه، یکسان و همانند هم عمل می کنند (بقره آیه ۱۱۸) از این رو بخش زیادی از آیات قرآنی به گزارش های تاریخی از رفتارهای دشمنان و تحلیل علل، عوامل، اهداف و مانند آن اختصاص یافته است؛ زیرا با تحلیل آن امور به آسانی می توان رفتارهای دشمنان عصر حاضر را تحلیل و ارزیابی کرد و توصیه های مناسب برای مقابله و مواجهه با آن ارائه داد.

دشمنان اسلام و توحید هرچند که از نظر ظاهری و نژادی و قومیت ها متفاوت هستند، ولی همگی آنان از عنصر مشترک انسانیت سود می برند که می تواند رفتارها و شیوه های آنان را یکسان نماید. همین تشابه قلوب که در آیه مطرح شده است، به ما این امکان را می دهد تا بتوانیم از پیش، رفتارهای آنان را پیش بینی کنیم و براساس آن، سازوکارهای مقابله را فراهم آوریم و اجازه ندهیم تا دشمن به اهداف پست و پلید خود دست یابد.

● ابزارهای جنگ نرم

تنها اختلافی که میان جنگ های نرم در گذشته و حال می توان یافت، تفاوت در ابزارهای و روشهایی است که از سوی دشمنان مورد بهره برداری قرار می گیرد؛ زیرا انسان ها هر روزی به ابزارهای جدیدی دست می یابند که در گذشته غیرقابل دسترسی بود. فرهنگ و تمدن بشری همان گونه که به سوی کمال پیش می رود در ابزارها نیز کمال می یابد و نواقص و کمبودهای آن جبران می شود. دشمنان توحید و عدالت و اسلام نیز در مقابل، هر روز بیش از گذشته تلاش می کنند تا با استفاده از ابزارهای نوین، سد راه اهداف کمالی و عدالت خواهانه توده های مردم به ویژه مسلمانان و مومنان شوند.

در گذشته ابزارهای جنگ نرم در داستان سرایی و شعر و مانند آن خلاصه می شد. اشعار هجوآمیز به ویژه در میدان های جنگی به عنوان رجز خوانده می شد تا روحیه مخاطبان را تضعیف کرده و شرایط روحی مبارزان را تغییر دهد. رجز و شعر دو کارکرد متضاد نسبت به دوست و دشمن داشت. اشعار به دوستان انگیزه مبارزه می بخشید و روحیه دشمنان را تضعیف می کرد.

داستان سرایی و افسانه سازی از شخصیت های پهلوانی از دیگر ابزارهایی بود که در جنگ نرم میان تمدن ها و اقوام و ملل بسیار مورد بهره برداری بوده است. اقوام از طریق افسانه ها و اسطوره سازی، نه تنها موقعیت خویش را فراتر از اقوام موجود تثبیت می کردند و به مردم و ملت خویش انگیزه می بخشیدند، بلکه اقوام و ملل دیگر را تحقیر کرده و به سخریه می گرفتند تا جایی که شخص از انتساب به قوم و قبیله ای شرم می داشت.

یکی از مهم ترین اتهاماتی که همواره به پیامبران از سوی دشمنان ایشان زده می شد، عنوان شاعری بود. این اتهام از آن رو زده می شد که آموزه های آنان را در حد سخنانی برای تحریک عواطف و احساسات پایین آورند و به مردم بقبولانند که آموزه های آنان بیرون از دایره عقلانیت می باشد و نمی تواند عامل خوشبختی و سعادت ایشان و دستور درست زندگانی بشر باشد.

دشمنان برای تحقیر و تمسخر پیامبران، خود از ابزار شعر بهره می بردند و این اشعار را به گونه ای می سرودندکه مخاطبان از انتساب خود به پیامبران و عنوان پیرو بودن شرم کنند (صافات آیه ۳۶، طور آیه ۳۰، انبیاء آیه ۵ و حاقه آیه ۴۱)

افسانه سرایی از دیگر روش هایی بود که دشمنان برای مقابله با پیامبران در جنگ نرم از آن استفاده بسیار می کردند که آیاتی چون آیه ۲۵ سوره انعام و ۳۱ سوره انفال و آیه ۲۴ سوره نحل و ۸۳ سوره مأمنون و ۵ سوره فرقان و آیاتی دیگر بر آن دلالت می کند.

در جهان امروز، ابزارهایی که برای جنگ نرم مورد استفاده قرار می گیرد از تنوع و تعدد بسیاری برخوردار است. روزنامه ها، تلفن های همراه، ماهواره ها، رسانه های همگانی و اینترنت و شبکه جهانی آن، در کنار ابزارهای دیگر، مهم ترین ابزارهای جنگ نرم است که در بسیاری از کشورها و ملت ها تأثیرات مخرب خود را گذاشته و زمینه را برای تسلط جهانخواران و دشمنان مردم فراهم آورده است.

● روش های جنگ نرم

در جنگ نرم در طول تاریخ از روش های همانندی استفاده شده است. از این رو می توان گفت بیشتر روش هایی که در گذشته مورد استفاده بوده، هنوز به همان قوت و شدت مورد استفاده دشمنان قرار می گیرد. در تمامی این روش ها تلاش بر آن است تا با بهره گیری از روان شناسی، عواطف و احساسات مخاطب تحت تأثیر قرار گیرد و با تغییر در آن ها، اندیشه ها و افکار شخص را نیز تغییر داده و بر وی چیره شوند.

می دانیم که انسان مجموعه ای از بینش ها و نگرش هاست. نگرش ها، ارتباط تنگاتنگی با سه مألفه شناخت، عواطف و احساسات و رفتار دارد. از آن جایی که نمی توان در انسان میان این سه مألفه جدایی مطلق افکند، تغییر و دگرگونی در هر یک از آن ها می تواند در دو چیز دیگر نیز تغییر ایجاد کند. بسیار دیده شده است که شخص از نظر شناخت نسبت به موضوعی در مقام اطمینان و علم عرفی است و یا حتی در مقام قطعیت نشسته است ولی از آن جایی که عواطف و احساسات وی تحت تأثیر قرار گرفته و تغییر یافته، برخلاف شناخت قطعی و یا علم عادی خود عمل می کند. این که در برخی از روایات درباره جوانان به عنوان جاهلان در مقابل عاقلان سخن به میان آمده و ایشان را عاقل نمی شمارد و یا همین نسبت را درباره زنان نیز اطلاق می کند، از آن روست که اصولاً جوانان و زنان بیش از آن که از شناخت عقلانی و داده های آن متأثر باشند، متأثر از عواطف و احساسات هستند و آن چه رفتار و کردار آنان را مدیریت و کنترل می کند، عواطف و احساسات ایشان است.

البته این مسأله خاص این دو گروه نیست بلکه همه انسان ها در چنین شرایطی قرار می گیرند. حتی در گزارش های قرآنی این معنا مورد توجه و اهتمام قرار گرفته است که برخی از خواص نیز که در مقام بصیرت نشسته اند، ممکن است تحت تأثیر عواطف و احساسات خود عمل کنند و آن چه از حقایق را که به دانش خدادادی و نوری کسب کرده اند، نادیده بگیرند و برخلاف آن رفتار نمایند. در قرآن این تغییرپذیری و متأثر شدن، درباره بلعم باعورا و سامری گزارش شده است.

مهم ترین روش هایی که در طول تاریخ جنگ نرم و جنگ روانی گزارش شده است، مجموعه ای از روش ها چون روش افک و افتراء، روش شخصیت سازی، روش تخریب شخصیت، روش شایعه سازی، روش افتراء، روش تهدید، روش تحریم و مانند آن است.

در روش افک و افتراء، دشمنان تلاش می کنند تا جایگاه رهبران و مسئولان هر جامعه و نظامی را از مقام کاریزماتیک، شخصیت های کامل و سالم و الگوهای مهم دیگران پایین آورده و تنزل دهند. آنان می کوشند با افک و افترا، هاله نورانیتی که از شخصیت سالم و کامل ایشان در نزد پیروان و ملت پدید آمده، از میان بردارند و آنان را حتی از سطح شخصیتی توده مردم نیز فروتر و پایین تر بکشند. از اینرو ترور شخصیت به عنوان مهم ترین روش در جنگ نرم مورد توجه و تأکید قرار می گیرد.

در این روش، تلاش می شود تا نخست خود شخص، ترور شخصیت شود و از جایگاه و مقام و منزلت خویش به زیر کشیده شود. هر آن چه که برای ملت و پیروان آن شخص، به عنوان ارزش و الگوی برای دیگران تلقی می شود، با انواع تهمت و بهتان تخریب می شود.

در طول تاریخ این گونه رفتارها از سوی دشمنان درباره پیامبران بسیار به کار رفته گزارش شده است. اتهام دزدی و بهره گیری از قدرت و ثروت برای مقاصد شخصی، بهره کشی از دیگران برای مقاصد پست دنیوی و هواهای نفسانی از جمله این امور است که همواره از سوی دشمنان استفاده شده است.

در مرحله دوم، اگر ترور شخصیت رهبران، شدنی نشد به سراغ خانواده و بستگان نزدیک وی می روند که ازجمله معروف ترین این وقایع می توان به ترور شخصیت پیامبر گرامی (ص) از طریق افک و بهتان به همسر وی اشاره کرد که در آیه ۱۱ سوره نور گزارشی از آن آمده است. در داستان عیسی (ع) دشمنان یهودی آن حضرت (ع) چون نتوانستند آن حضرت را بی شخصیت کنند، با بهره گیری از افک و بهتان، کوشیدند تا دامن پاک دوشیزه ای چون حضرت مریم (س) را بیالایند و شخصیت کاریز ماتیک آن بزرگوار را هدف گیرند. (مریم آیه ۸۲)

● شخصيت سازی

از دیگر روش های جنگ نرم می توان به شخصیت سازی اشاره کرد. دشمنان می کوشند تا رقیبانی از درون همان جامعه برای شخصیت های اصلی و رهبران جامعه ایجاد کنند. در این کار با گزینش کسانی که قابلیت هایی را در اختیار دارند، با روش جایگزین سازی می کوشند تا جا به جایی در سطوح رهبری را فراهم آورند و با کم ترین هزینه، بیش ترین سود را ببرند. در داستان حضرت موسی (ع) فرعون کوشید تا نخست با ساحران (اعراف آیات ۵۱۱ تا ۷۱۱ و نیز شعراء آیات ۳۴ تا ۵۴ و آیات دیگر) و سپس با بلعم باعورا (اعراف آیه ۶۷۱) به اهداف خود برسد و جایگزینی برای آن حضرت (ع) بسازد که از نظر او همتراز شخصیتی موسی (ع) بودند. در زمان پیامبر (ص) نیز با معرفی دو نفر به عنوان همتراز ایشان تلاش شد با شخصیت سازی دیگران، جایگزینی برای آن حضرت معرفی کنند و قدرت را با انتقال به آنان مدیریت و مهار کنند. (زخرف آیه ۱۳)

در جهان معاصر نیز با اهدای جوایز بین المللی چون صلح نوبل و حقوق بشر و شخصیت سازی از طریق رسانه ها، همانند سازی و شخصیت سازی برای رهبران صورت می گیرد.

● روش ارتداد

از روش های جنگ روانی، بازی با ارزش های جامعه با ایمان و ارتداد نسبت به آن است. برخی از دشمنان از کافران و منافقان، با بهره گیری از این شیوه می کوشند تا تردید و دودلی را در جامعه بیفکنند. از این رو گاه با ابزار ایمان و همدلی و همراهی ظاهری با مسئولان و مردم، و سپس اظهار کفر وبی ایمانی نسبت به آن می کوشند تا مردم را دچار تردید نسبت به آموزه ها و ارزش ها و باورهای خود کنند. همراهی با شخصیت های اجتماعی و رهبران و تایید مواضع آنان و سپس مخالفت با آنان، بسیاری از سست ایمان ها و بیماردلان را به تردید می افکند و زمینه اختلاف و تفرقه را فراهم می آورد. قرآن گزارش می کند که در دوره پیامبر (ص) دشمنان از این روش بسیار سود می بردند. (نساء آیات ۷۳۱ و ۸۳۱)

بازی با ایمان از طریق ارتداد از مهم ترین روش هایی است که دشمنان برای تخریب روحیه مومنان از آن بهره می گیرند. درجهان امروز نیز این شیوه بارها از طریق دشمنان مورد استفاده قرار گرفته است. دشمنان حتی کوشیدند تا برای تاثیرگذاری بیش تر، مدت زمانی را در ظاهر ایمانی به سر برند و سپس با نفوذ در لایه های اجتماعی و وجیه المله شدن، توانستند با بازگشت و ارتداد خود ضربه های استواری به ایمان اشخاص سست ایمان بزنند.

● شايعه سازی

روش شایعه سازی و شایعه پراکنی از دیگر روش هایی است که در جنگ نرم به شدت مورد توجه و کاربرد است. این روش حتی در میدان جنگ برای کاهش روحیه سربازان به کار می رود. در جنگ احد دشمنان با شایعه کشته شدن پیامبر (ص) تلاش کردند تا موجب اختلاف و فرار و از هم پاشیدگی ارتش اسلام شوند.

در قرآن گزارش های بسیاری درباره شایعه و نقش آن در تضعیف روحیه و حتی شکست ارتش ها بیان شده که می توان به آیه ۳۸ سوره نساء ۰۶ سوره احزاب و ۴۷۱ و ۵۷۱ سوره آل عمران اشاره کرد. در این آیات از نقش تخریبی شایعه و آثار آن در شکست ارتش ها سخن گفته شده و از مومنان خواسته شده تا در دام شایعه سازی دشمن قرار نگرفته و به عنوان عامل دشمن به شایعه پراکنی اقدام نکنند و در حقیقت آب به آسیاب دشمن نریزند.

روش تهدید و تحریم از دیگر روش هایی است که در جنگ نرم بسیار مورد توجه است. یکی از روش هایی که قرآن به مومنان پیشنهاد می دهد، بهره گیری از روش تهدید از طریق ترساندن و ارعاب است. فراهم آوری تمام قدرت های نظامی و غیرنظامی از نظر عده و عده می تواند موجب ترس وهراس دشمن شود و امکان هرگونه واکنش و عکس العمل درستی را از آنان سلب کنند. (انفال آیه ۰۶)

● مخاطبان جنگ نرم

مخاطبان جنگ های نرم گروه های مختلف جامعه هستند ولی بیش ترین تاثیر را در میان افراد و اقشار جامعه، گروه هایی چون سست ایمان ها، دو چهرگان، خواص مغرور، بیماردلان و مانند ایشان می پذیرند. از این رو خداوند از مومنان می خواهد تا با تقویت توحید خویش، ربوبیت خداوندی را در همه چیز احساس کنند و دلگرم به حضور و قدرت الهی در هر کاری باشند.

● هدف از جنگ نرم

تردید در شیوه زندگی و نظام سیاسی، ایجاد بدبینی نسبت به مسئولان، ایجاد اختلاف و تفرقه برای تسلط بر جامعه و منابع آن از جمله اهداف جنگ نرم می باشد. در این روش دشمن به سادگی و آسانی بی آن که حتی هزینه های سنگین نظامی و جانی و مالی را تحمل کند، با بهره گیری از احساسات و عواطف جامعه می کوشد تا مقاصد شوم خود را تحقق بخشد.

● قرآن و ضرورت آمادگی دائمی برای جنگ نرم و سخت

حفاظت از منافع مادی و معنوی فرد و اجتماع در آموزه های دستوری قرآن مورد توجه بوده و بر آن تاکید شده است. از آن میان می توان به آموزه های دستوری قرآن به جنگ های روانی و ترساندن دشمن از هرگونه تحرکات مخرب و ایجاد تنش در جامعه اشاره کرد. بسیاری از آیات قرآن که به شکل انذار وارد شده است نوعی جنگ روانی را مدنظر دارد.

چنان که گفته شد در آیه ۰۶ سوره انفال، قرآن به مسئله جنگ روانی اشاره داشته و می فرماید: ترهبون به عدوالله و عدوکم؛ تا دشمنان خدا و خودتان را بترسانید.

در حقیقت قرآن آمادگی نظامی را که به دو شکل شمار کمی نظامیان آموزش دیده و آماده و تهیه تجهیزات نظامی پیشرفته صورت می گیرد، به عنوان عوامل موثر در حوزه جنگ روانی مورد ارزیابی و تحلیل قرار می دهد و به نقش بازدارنده آن اشاره می کند. روشن است که آمادگی در همه جهات می تواند دشمنان را از تجاوز به مرزهای جغرافیایی و معنوی مسلمانان باز دارد. در آیات قرآن با تاکید بر جنگ روانی این مسئله نمایانده می شود که انسان ها به طور طبیعی گرایش به روحیه تجاوزگری دارند و برای خاموش کردن و از میان بردن بسترهای مناسب آن باید همه امکانات پیشرفته و سلاح های بازدارنده فراهم آید. هدف از تهیه نفرات و تجهیزات آن است که به دشمن هشدار داده شود که هرگونه جنگ و دامن زدن به آن نه تنها برای او منافع اقتصادی و یا معنوی نخواهد داشت بلکه منافع مهم تری از دست خواهد داد.

در حقیقت قرآن بیان می کند که آمادگی نظامی مسلمانان نه برای تهاجم و تجاوز بلکه برای دفاع از منافع امت است به گونه ای که رویارو نشدن دشمنان با چنین مسلمانان آماده ای به نفع دشمنان خواهد بود.

آمادگی نظامی به گونه ای باید باشد که هم دشمنان ظاهر و آشکار از هرگونه تجاوز و جنگی پرهیز کنند و هم دشمنان پنهان و منافقان، هوس حمله و تجاوز به حقوق مسلمانان واقعی و همکاری با دشمنان را نکنند؛زیرا منافقان هرگاه مسلمانان را از نظر دفاعی و آمادگی، ناتوان ببینند هوس همکاری با دشمنان را در سر می پرورانند، ولی آمادگی مسلمانان، منافقان را وا می دارد تا برای منافع زودگذر خود هم شده از همکاری با دشمنان پرهیز کنند.

بنابراین هدف از آمادگی همیشگی، جلوگیری از تجاوز و حمله دشمنان شناخته شده و ناشناخته به حریم امت و جامعه اسلامی است.

● ابعاد آمادگی نظامی و جنگ روانی

یکی از مهم ترین ابزارهای بازدارنده از هرگونه تجاوز دشمنان، جنگ روانی است که با کم ترین هزینه بیشترین بهره و منافع به دست می آید. آیات قرآنی در همه مواردی که با دشمنان مشرک و منافق و کافر سخن می گوید از حربه جنگ روانی بهره می برد. در آخر این آیات ما با کلمات تند و انذار و هشدارهای سختی مواجه می شویم که روحیه دشمن را خرد می کند. خداوند پس از بیان هر مطلبی که درباره دشمنان اسلام است آنان را به عذاب سخت، بدبختی، بدفرجامی و آتش دوزخ و مانند آن مژده می دهد و بیان می کند که رفتار دشمنان نه تنها برای آنان نفعی نخواهد داشت بلکه موجبات بدبختی آنان را فراهم می آورد. تخطئه و درهم شکستن روحیه آنان، از اهداف این جنگ روانی است.

دشمن پیش از آن که واقعا با عذاب آخرتی مواجه شود، از هجوم بی وقفه آیات کوبنده، نابود و سست می گردد و روحیه تهاجمی و هدفمند خود را از دست می دهد. دشمن در می یابد که به جای آن که منفعتی از حمله به دست آورد، همه چیزش را از دست داده است. توهم و تخیل از دست دادن، وی را به کنجی می کشد و توان حرکت و تهاجم را از او سلب می کند. خرد کردن روحیه دشمن و ایجاد جنگ روانی، اصل راهبردی بسیاری از آیات قرآن است.

● اصل هراس انگيزي و باز دارندگی

برای رسیدن به این هدف، قرآن به مسلمانان شیوه های دیگری می آموزد تا به کمک آن جنگ روانی را تشدید کنند و با متزلزل کردن روحیه دشمن، هرگونه تحرک تنش آفرین و خشونت باری را از آنان سلب نماید.

از آن میان می توان به ساخت هرگونه ابزار و ادوات جنگی و غیرجنگی که نقش دفاعی و بازدارندگی را دارند، اشاره کرد. در آیات قرآن به ویژه در آیه ۰۶ سوره انفال به اصول کلی توجه شده و تنها برای بیان نمونه عصری، از برخی از مصادیق نام برده شده است. اصل کلی که قرآن به صورت آموزه ای دستوری به مسلمانان آموزش می دهد، فراهم آوری توان و نیرو است. توان شامل هرگونه ابزار و آلات بازدارنده و یا هجومی و یا دفاعی است. ازاین رو تنها به سلاح اشاره نشده است. تهیه هر چیزی که قدرت امت و دولت اسلامی را افزایش می دهد امری لازم و ضروری است و باتوجه به شرایط مکانی و زمانی تغییر می کند. ممکن است چیزی در زمانی ابزار جنگی مناسبی باشد ولی در عصر دیگری نه تنها مفید نباشد بلکه زیانبار به قدرت اسلام و مومنان باشد.


 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آذر 1390ساعت 3:5  توسط یک بسیجی متهم  | 



عضو هیئت علمی جامعةالمصطفی با تبیین جایگاه جنگ نرم در قرآن، به تشریح سه راهکار مقابله با جنگ نرم پرداخت و گفت: بالا بردن اندیشه دینی، تقویت ایمان و باورهای دینی و زدودن حب دنیا مهمترین راههای مقابله با جنگ نرم شیطان و پیروانش است.

حجت الاسلام مهدی رستم نژاد پژوهشگر قرآن ، در مورد اشارات قرآنی در باب مفهوم “جنگ نرم” اظهار داشت: هرچند که اصطلاح “جنگ نرم” جدید است اما سابقه محتوایی آن به خلقت اولیه آدم برمی گردد و تا آدمی بر دنیا است این مسئله ادامه دارد.

شیطان در جنگ نرم در پی برکندن لباس تقوا از آدمی است
وی افزود: از حضرت آدم ابوالبشر تلاش بیگانه و دشمنی به نام «ابلیس» وجود دارد که قرآن از آن پرده برداری کرده و در آیات مختلف نسبت به حیله های او هشدار می دهد و به بنی آدم در بیان داستان حیله شیطان نسبت به آدم خطاب می کند: یا بَنی آدَمَ لایَفتِننّکُمُ الشیطان کَما ﺃخرَجَ اَبَوَیکُم مِنَ الجَنةِ… ای فرزندان آدم، زنهار تا شیطان شما را مفتون نکند، آنگونه که پدر و مادر شما را از بهشت بیرون راند. در ادامه همین آیه قرآن می فرماید… یَنزعُ عَنهُمَا لِباسَهُمَا… یعنی شیطان می خواهد لباس انسان را در آورد و آدمی را از تقوا عریان کند اینجا لباس نمادی از ایمان و تقواست.

این پژوهشگر قرآنی یادآور شد: تمام آیات قرآن به شیطان و قبیله اش اشاره کرده است و حتی از یک حقیقت دیگری پرده بر می دارد و در آیه ۱۱۲ سوره انعام می فرماید: وَکَذَلِکَ جَعَلْنَا لِکُلِّ نَبِیٍّ عَدُوًّا شَیَاطِینَ الإِنسِ وَالْجِنِّ… ما برای هر پیغمبری دشمنی را از شیاطین انس و جن قرار دادیم. اینجا شخص پیغمبر مطرح نیست بلکه هر دین و تبلیغی که هر پیامبری می آورد مورد این هجمه شیطانی است و هر حلقومی که ندای حق طلبی سر می دهد قرآن می فرماید کنار آن دشمنش هم هست و می خواهد آن لباس معنوی که بر بدن انسان شایسته قامت وجود انسانی است را برکند.

ابزار شیطان در جنگ نرم/ بهره مندی از مذهب علیه مذهب

حجت الاسلام رستم نژاد با بیان اینکه جنگ نرم همان جنگ شیطان است، تصریح کرد: قرآن به ابزار، سربازان، جهتهای شیطان هم اشاره دارد و در آیه ۱۷ سوره اعراف از قول شیطان آمده است: ثُمَّ لآتِیَنَّهُم مِّن بَیْنِ أَیْدِیهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَیْمَانِهِمْ وَعَن شَمَآئِلِهِمْ … یعنی انسان از هیچ جهتی مصونیت ندارد و یک دعوای همه جانبه و بدون مرز است و انسان در معرض این میدان گسترده درگیری است.

وی به تشریح ابزار جنگ نرم شیطان با توجه به آیات ۶۱ تا۶۴ سوره اسراء پرداخت و افزود: شیطان در اعتراض به خداوند می گوید که همه فرزندان آدم مگر تعداد اندکی را (مخلصین) گمراه می کنم و خدا هم می گوید تو هم برو هر مقدار که می توانی با هر ابزاری این کار را بکن اما بدان من، تو را و پیروانت را فردای قیامت به جهنم می اندازم؛ و سخن خدا این است که من تو و ابزار و راههایت را به بشر معرفی می کنم.

عضو هیئت علمی جامعةالمصطفی تأکید کرد: ابزار شیطان به قدری گسترده است که از سوژه های مذهبی هم نمی گذرد و از مذهب علیه مذهب خرج می کند همانطور که خود شیطان برای گمراه کردن آدم و حوا قسم یاد می کند که من از ناصحین هستم وَقَاسَمَهُمَا إِنِّی لَکُمَا لَمِنَ النَّاصِحِینَ (اعراف ۲۱). یکی دیگر از ابزار جنگ نرم شیطان، تزیین و تبلیغ است؛ وقتی خدا می فرماید با صوت و حرفهایت جذب بکن یعنی صوت نماد تبلیغ است و با حرفهایت آنها را بخوان.

وی با اشاره به تزیینات شیطانی، مسجد “ضرار” را نمونه ای از این جنگ نرم شیطان برشمرد و افزود: این مسجد را کمینگاهی علیه خدا و پیامبر قرار دادند که قرآن در آیه ۱۰۷ سوره توبه بدان اشاره کرده است و آن مسجد را مایه زیان و کفر و پراکندگى میان مؤمنان می خواند و می فرماید: این مسجد کمینگاهى است براى کسى که قبلا با خدا و پیامبر او به جنگ برخاسته بود و سخت ‏سوگند یاد مى‏کنند که جز نیکى قصدى نداشتیم و[لى] خدا گواهى مى‏دهد که آنان قطعا دروغگو هستند.

راهکارهای مقابله با جنگ نرم/

حب دنیا تأثیر دانش دینی و ایمان قلبی را خنثی می کند

حجت الاسلام رستم نژاد به راههای مقابله با جنگ نرم دشمن و شیطان بر اساس آیات قرآن اشاره کرد و گفت: یکی از مهمترین مسائل برای مصونیت انسان در برابر این هجمه ها، بالا بردن سطح معلومات دینی است و بارها قرآن می فرماید” الذین لایعلمون ” و آنهایی که نمی دانند فریب می خورند. جهل و ناآگاهی مایه ای برای فریب انسانها است .

وی تأکید کرد: بالابردن دانش دینی و تقویت ایمان در مقابل این جنگ نرم بسیار مؤثر است چراکه قرآن می فرماید: إِنَّهُ لَیْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَى الَّذِینَ آمَنُواْ وَعَلَى رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ(نحل ۹۹) شیطان را بر کسانی که ایمان آورده و بر خدا توکل می کنند تسلطی نیست. و در ادامه می فرماید: انَّمَا سُلْطَانُهُ عَلَى الَّذِینَ یَتَوَلَّوْنَهُ وَالَّذِینَ هُم بِهِ مُشْرِکُونَ یعنی تسلط شیطان (اعم از شیاطین جن و انس) تنها بر کسانی است که ولایت او را پذیرفتند… پس انسان است که اگر سطح آگاهی دینی خود را بالاببرد و باور و ایمان خود را تقویت کند در برابر تزویر، تزیین، تلبیس، اغواگری و …که از ابزارهای جنگ نرم شیطان است مصون می مانند.

وی افزود: نکته بسیار مهمی که قرآن از آن به عنوان مرکز خطر در حوزه جنگ نرم شیطان یاد می کند “حب دنیا” است. کسانی که حتی اطلاعات دینی و باور ایمانی بالا داشته باشند اما اگر مشکلی به عنوان حب دنیا و نفس داشته باشند آن باور قلبی دیگر نمی تواند به تنهایی او را مصون بدارد.

عضو هیئت علمی جامعةالمصطفی با اشاره به داستان “بلعم باعورا” از علمای قوم یهود و تشبیه او به سگ تأکید کرد: خداوند در آیه ۱۷۵ و ۱۷۶ سوره اعراف نقش حب دنیا را در باخت او در جنگ نرم شیطان نشان می دهد و می فرماید: خبر آن مرد را برایشان بخوان که آیات خویش را به او عطا کرده بودیم و او از آن علم عاری گشت و شیطان در پی اش افتاد و در زمره گمراهان در آمد. و اگر مى‏خواستیم قدر او را به وسیله آن [آیات] بالا مى‏بردیم اما او به زمین [=دنیا] گرایید و از هواى نفس خود پیروى کرد…

انسان دنیاطلب نه تنها در جنگ نرم شکست می خورد بلکه خود متولی جنگ نرم می شود

حجت الاسلام رستم نژاد افزود: امروز اگر بخواهیم در جنگ نرم خود و نسلمان را بیمه کنیم، باید اطلاعات دینی خود را از خرافات پیراسته و اندیشه دینی خود را عمیق کنیم؛ تا ایمان قلبی نباشد انسان از جنگ نرم مصون نیست چون جنگ نرم اغواگر و وسوسه گر است و تزیین در آن است و مطابق میل منفی نفس انسانی است چون انسان دارای غرایز گوناگون است که از این طریق وارد می شود.

این قرآن پژوه تصریح کرد: نکته سوم اینکه ما باید ریشه دنیاطلبی را از درون برکنیم چون اگر این مسئله در کام انسان شیرین بیفتد دیگر این انسان نه تنها در جنگ نرم شکست می خورد بلکه خود متولی جنگ نرم می شود چنانکه آیه ۱۱۳ سوره انعام خود بهترین نمونه ای است که در این باب می توان بدان اشاره کرد.

وی افزود: خداوند در این آیه می فرماید: وَلِتَصْغَى إِلَیْهِ أَفْئِدَةُ الَّذِینَ لاَ یُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ… وقتی انسان سر خود را می گرداند که چیزی را گوش دهد می گویند “اصغاء” که بالاتر از “استماع “و گوش دادن است. به این وسوسه های جنگ نرم چه کسانی گوش می دهند؟ دل کسانی به این سمت منحرف می شود که ایمان به آخرت ندارند. شاید برخی از حیث اندیشه ای به آخرت معترف باشند اما باور عملی به آخرت ندارند و این آدم دیگر بیمه نیست و اگر از لحاظ اطلاعات دینی و قرآنی هم بالا باشد اما چون مشکلی از این دست داشته باشد حتما او در این جنگ نرم  شکست می خورد.

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آذر 1390ساعت 3:3  توسط یک بسیجی متهم  | 



جنگ نرم در مقابل جنگ سخت عبارتست از هر نوع اقدام رواني و تبليغات رسانه‌اي که جامعه را هدف قرار مي دهد و بدون ايجاد درگيري نظامي ، طرف مقابل را به شکست وا مي دارد.

براندازي ، جنگ اينترنتي ، ايجاد شبکه هاي راديوتلويزيوني و پخش شايعات اشکال مهم جنگ نرم هستند . جنگ نرم در صدد تضعيف انديشه و تفکر جامعه مورد نظر مي باشد و با تبليغات رسانه اي ، موجب از بين رفتن نظم سياسي ، اجتماعي است .

     جنگ نرم ، ابتدا توسط کميته خطر و در زمان جنگ سرد در دهه 1970 و با همفکري مديران سابقه‌دار و اساتيد برجسته علوم سياسي سازمان سيا و پنتاگون طراحي و تأسيس شد.

     به همراه اصلاحات گورباچف ، ايجاد فضاي باز سياسي و تغيير در قوانين اقتصادي شوروي سابق  (پروسترويکا) اين کميته با حذف جنگ سخت ، تنها راه شکست بلوک شرق را جنگ نرم و فروپاشي از درون مي دانست. سياستمداران پنتاگون و سيا با راهبردهاي دکترين مهار و جنگ رسانه‌اي موجبات فروپاشي شوروي را فراهم آوردند.

     جمهوري اسلامي ايران ، به دليل وسعت سرزميني، ازدياد جمعيت، برخورداري از امکانات نظامي، منابع طبيعي و موقعيت جغرافيايي ممتاز در خاورميانه به قدرتي بي ‌نظير تبديل شده است و به همين دليل کارشناسان سياسي کشورهاي غربي معتقدند که ديگر نمي‌توان با حمله نظامي آن را نابود کرد بنابراين تنها راه سرنگوني نظام جمهوري اسلامي ، جنگ نرم و به کارگيري تکنيک‌هاي عمليات رواني است. درحال حاضر اجراي پروژه جنگ نرم عليه ايران ناشي از گسترش حس تنفر از امريکا در جهان مي باشد که به نظر سران کاخ سفيد ، مرکز اصلي ايجاد اين تنفر و گسترش آن ، کشور ايران است.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آذر 1390ساعت 2:56  توسط یک بسیجی متهم  | 



 

کميته خطر جاري عنوان كميته اي است كه در دهه 1970 و در اوج جنگ سرد، توسط گروهي از سناتورهاي آمريكايي، مسولان ارشد وزارت خارجه، اساتيد برجسته علوم سياسي، موسسه مطالعاتي «امريكن اينترپرايز» و گروهي از مديران باسابقه سيا و پنتاگون تاسيس شد.

هدف از تاسيس اين كميته، خروج از بن بستي بود كه در دوران جنگ سرد ميان دو ابرقدرت آن زمان يعني ايالات متحده آمريكا و اتحاد جماهير شوروي در توازن هسته اي به وجود آمده بود. به گونه اي كه كارشناسان ارشد نظامي به صراحت اعلام كرده بودند، در صورت وقوع جنگ هسته اي ميان دو ابرقدرت، هر دو طرف جنگ بازنده نهايي خواهند بود، چرا كه تسليحات اتمي در اختيار دو قطب بلوك شرق و غرب براي نابودي كامل موجودات زنده كره زمين براي 250 بار كفايت مي كند.

در ميان اعضاي اين كميته در دهه 70 ميلادي، اسامي افرادي چون «نييوت گينگريچ» رييس سابق مجلس نمايندگان « جورج شولتز» وزير خارجه دولت ريگان «جان ليبرمن» سناتور دموكرات «جان كيل» سناتور جمهوريخواه «جوزف شولتز» از سناتورهاي برجسته آمريكايي «جيمز وولوسي» رييس اسبق سازمان جاسوسي آمريكا «جرج تنت» از مديران برجسته سازمان سيا و مسؤول بخش خاورميانه «جوزف بايدن» و «مايكل لدين» از عناصر افراطي يهوديان آمريكا «مادلين آلبرايت» وزير خارجه آمريكا «كنت پولاك» مدير تحقيقات مركز سياست خاورميانه اي سابان در موسسه «بروكينگز» و همچنين مدير موسسه مطالعه خاور نزديك وابسته به يهوديان هوادار اسراييل «مارك پالمر» از استراتژيست هاي آمريكايي كه در كاخ سفيد از وي به عنوان يكي از نوآوران سياست خارجي آمريكا نام مي برند و «كاندوليزا رايس» وزير خارجه كنوني آمريكا كه در آن زمان قائم مقام پنتاگون در حوزه آسياي قفقاز و اتحاد جماهير شوروي بود، ديده مي شود.

اعضاي اين كميته با منتفي دانستن «جنگ سخت» بين دو ابرقدرت، تنها راه به زانو درآوردن رقيب را در «جنگ نرم» و «فروپاشي از درون» طراحي و به مرحله اجرا درآوردند. براساس اين طرح «جنگ نرم» با اتخاذ راه كارهاي «دكترين مهار»، «نبرد رسانه اي» و «ساماندهي نافرماني مدني» همراه گرديد كه اين استراتژي زودتر از آنچه كه تصور مي شد، به ثمر نشست.

پس از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي و پايان جنگ سرد، فعاليت اين كميته براي يك دهه به حالت تعليق درآمد و پس از وقايع 11 سپتامبر بار ديگر عناصري چون مارك پالمر، كنت پولاكف، مارتين اينديك، ريچارد پرل، داگلاس فيث، كاندوليزا رايس و مارگ گرچت در اين كميته گرد هم آمدند تا به تجزيه و تحليل فرصت ها و تهديدهاي فراروي دولت ايالات متحده آمريكا بپردازند.

 مارك پالمر از استراتژيست هاي معروف آمريكايي است كه در دستگاه ديپلماسي آمريكا از وي به عنوان يكي از نوآوران سياست خارجي ايالات متحده نام مي برند. پالمر كه امروزه رسانه ها از وي به عنوان چهره خبرساز ياد مي كنند، در دولت نيكسون، فورد، كارتر، ريگان و بوش پدر در وزارت خارجه مشغول بكار بود و در دولت كلينتون و دوره اول بوش پدر در خارج از مجموعه دولت به طراحي ابتكارات جديد سياست خارجي مشغول بود. وي 11 سال در شوروي، يوگسلاوي و مجارستان به عنوان دانشجو و ديپلمات زندگي كرده و در زمره متخصصين ايران و آسياي قفقاز محسوب مي گرديد. پالمر سالها براي رؤساي جمهور و وزراي خارجه آمريكا نطق نوشته كه معروفترين آنها نطق هاي «هنري كسينجر» مي باشد.

مديريت موسسه تحقيقاتي مركز سياست خاورميانه سابان در موسسه بروكينگز و نگارش دهها مقاله و همچنين كتاب پيرامون وضعيت خاورميانه از جمله نگارش كتاب طوفان تهديدزا كه تاثير انكار ناپذيري در جلب حمايت عده قابل توجهي از سياست گذاران دموكرات آمريكا در تهاجم نظامي به عراق، ايفا نمود، از ديگر بخشهاي عملكرد وي در دستگاه سياست خارجي آمريكاست.

بعد از دوم خرداد 1376 و حاكميت تدريجي اصلاح طلبان بر بخش هاي اعظيم دستگاه هاي اجرايي و تقنيني، پروژه نرم افزاري همان گونه كه توصيه شده بود، مورد توجه عناصر ضد انقلاب و اصلاح طلبان افراطي قرار گرفت و در حد امكان تلاش شده بود كه با توجه به شرايط و موقعيت هاي خاص ملي، سياسي و ايدئولوژيكي ملت ما، همان گونه كه مورد تأكيد و توصيه «شارپ» در جاي جاي اين كتاب بود، اين روش ها گزينش شده و به مرحله اجرادرآيد.

شارپ در يكي از مصاحبه هاي خود ضمن تاكيد بر اين كه، دولت ايالات متحده آمريكا بايستي بودجه اي را براي حمايت از چنين اقداماتي در ايران اختصاص دهد، در خصوص ميزان تأثيرگذاري اين كتاب در فرآيند تحولات سال هاي اخير مي گويد:

«كار ما اثر بسيار مهمي در ايران داشته است. البته متاسفانه هنوز حركتي كاملاً موفقيت آميز نداشته است. . . اين كار خطرناكي است. ولي مردم به اندازه كافي شجاع بودند كه اين امور را انجام دهند. »دولت مردان و سياستمداران آمريكا نيز در راستاي اين سياست، حمايت مالي از عاملين اين نوع اقدامات را اجتناب ناپذير مي دانستند.

«جوزف بايدن»، سناتور و رييس كميته روابط خارجي مجلس سناي آمريكا، در يكي از سخنراني هاي خود مي گويد:

«دولت بوش بايد به تمامي سازمان هاي غير دولتي آمريكايي اجازه بدهد كه به گروه هاي ايراني مرتبط با جامعه مدني، حقوق بشر، فرهنگي و خواهان دموكراسي كمك مالي كنند»

متعاقب اين اظهارات، در بيست و پنجم دي ماه 1381 (15 ژانويه 2003) كميسيون بودجه سناي آمريكا مبلغ 10 ميليون دلار را به اين امر اختصاص مي دهد.

در سخنان «ميچ مك كانال» سناتور جمهوري خواه آمريكا نيز، دكترين «جنگ نرم و مبارزه بدون خشونت»، يكي از دلايل اختصاص اين بودجه ذكر مي شود. وي در يكي از سخنان خود خطاب به رييس مجلس سنا مي گويد:

«آقاي رييس، هم اكنون زمينه هاي تغيير سياسي و اقتصادي در ايران وجود دارد. وظيفه ما اين است كه بفهميم چگونه از اين موقعيت استفاده كنيم. به نظر من حمايت مالي از فعاليت هاي مفيد زير بجاست. حمايت مالي از برنامه هاي راديو تلويزيوني ايراني، حمايت مالي از چاپ نشريات سياسي ايراني، حمايت مالي از ايجاد سايت هاي اينترنتي، حمايت مالي از اشاعه اطلاعاتي درباره دمكراسي، روش هاي مبارزه بدون خشونت و سكولاريزم»

پروژه دلتا

سياست جنگ نرم، هر روز كه مي گذرد، در آمريكا طرفداران بيشتري پيدا مي كند. سياستمداران و دولت مردان آمريكا نيز در جديدترين بررسي ها و مطالعات خود، رويكرد جدي به جنگ نرم را در مواجهه با نظام جمهوري اسلامي مورد توجه قرار داده اند.

«كميته خطر جاري» The committee on the present danger كه اعضاي آن را برجسته ترين عناصر سياسي و نظامي آمريكا تشكيل مي دهند، در جديدترين تصميم خود در مهرماه 1384 با توجه به استحكام نظام جمهوري اسلامي و شكست دهها استراتژي در مقابل ملت ايران در طول سال هاي گذشته، جنگ سخت را بي فايده دانسته و خواستار توجه بيشتر دولت ايالات متحده به پروژه نرم افزاري «براندازي از درون» شدند.

«مارك پالمر»،  از اعضاي برجسته اين كميته و چهره بانفوذ دستگاه سياست خارجي آمريكا، اخيراً در گفتگويي با «دبوراه سولومود»، خبرنگار روزنامه آمريكايي نيويورك تايمز، صراحتاً با ايده تهاجم نظامي عليه جمهوري اسلامي ايران مخالفت كرده و اعلام نموده است:

«ايران به لحاظ وسعت سرزميني، كميّت جمعيت، كيفيت نيروي انساني، امكانات نظامي، منابع طبيعي سرشار و موقعيت جغرافيايي ممتاز در منطقه خاورميانه و هارتلند نظام بين الملل به قدرتي كم بديل تبديل گرديده كه ديگر نمي توان با يورش نظامي آن را سرنگون كرد»

در گزارش كميته خطر جاري كه توسط مارك پالمر جمع بندي و تدوين شد، براندازي نظام جمهوري اسلامي با تمركز فعاليت ها بر روي سه محور دكترين مهار، نبرد رسانه اي و ساماندهي نافرماني مدني، مورد تاكيد و توصيه قرار گرفت. كارشناسان مسائل سياسي با توجه به تجارب تدوين كنندگان اين گزارش و تاثير تصميمات اين كميته بر سياست هاي دولت آمريكا معتقدند كه اين گزارش حتي اگر به دستورالعمل اجرايي تبديل نشود، يقيناً سياست خارجي آمريكا در آينده از روح كلي آن، الهام خواهدگرفت.

گزارش كميته خطر جاري

اين گزارش كه با عنوان «ايران و آمريكا، رهيافت جديد» تنظيم شده است، داراي پانزده محور كلي به ترتيب زير است:

۱-  اين كشور علاوه بر برنامه هسته اي اش، با حمايت گروه هايي چون حزب الله، حماس و جهاد اسلامي و گروه هايي در عراق، مانع تحقق منافع آمريكا در منطقه مي شود. از سويي ديگر ثروت رو به رشد نفت ايران، توانايي و ظرفيت آن را در داخل كشور و منطقه افزايش مي دهد. فرصتي كه در اين ميان وجود دارد، استفاده از ضعف سياست هاي اقتصادي و اختلافات دروني ايران است.

۲-  ايران بايد در صدر برنامه سياست خارجي آمريكا در چهار سال آينده برود. واشنگتن اكنون به رويكرد جديدي نياز دارد. بايد همه نيروها براي اين استراتژي بسيج شوند. بايد درس هاي گذشته مورد بازبيني قرار گيرد، درس هايي كه از فروپاشي بلوك شرق به يادگار مانده است و همچنين درس هايي كه در تغيير حكومت ها در كشورهايي مثل شيلي يا اندونزي گرفته شد.

۳-  دامن زدن به نافرماني مدني در تشكل هاي دانشجويي و نهادهاي غير دولتي و صنفي از ابزارهاي مهم فشار بر ايران است.

۴-  بايد براي بازگشايي سفارت ايالات متحده در تهران ابراز تمايل كنيم. همزمان بايد يكي از بلند پايه ترين مقامات خود را به عنوان فرد شماره يك، در اين سياست جديد در مقابل ايران انتخاب و معرفي كنيم. اين فرد مي تواند يكي از كنسول هاي وزارت خارجه باشد و بايد به طور مرتب حمايت خود را از حقوق بشر و دموكراسي در ايران مورد تاكيد قرار داد. از اين طريق مي توانيم ارتباط خود را با مردم ايران تقويت كنيم.

۵-  بايد شبكه هاي متعدد راديو تلويزيوني را براي ايرانيان تدارك ديد و پيام هاي خود را با پيشرفته ترين تكنولوژي هاي روز، به دست مردم ايران برسانيم.

۶-  اگر قرار است گفتگو و تعامل با ايران صورت گيرد، بايد با مقامات با نفوذ ايراني و آنها كه قدرت واقعي و كافي براي تصميم گيري ها دارند، انجام شود، همچون مقامات مورد وثوق و تاييد رهبري ايران. بايد دانست در اين باره ديگران در ايران چنين قدرتي ندارند.

۷-  درباره فعاليت هسته اي ايران، بايد با احتياط و دور انديشي و چند جانبه عمل كرد. بايد فشارها را بر ايران بيشتر كرد و در صورت استنكاف ايران، پرونده اين كشور را به شوراي امنيت فرستاد. اگر چه اولويت اول، اعمال فشار ديپلماسي از طريق متحدان به گونه اي است كه ايران داوطلبانه از فعاليت ها و برنامه هسته اي خود چشم پوشي كند.

۸- حمايت از اپوزيسيون هم مي تواند از عوامل موثر بر تغيير رژيم ايران باشد. سفر فعالان جوان خارجي از كشورهاي متحد ايالات متحده به ايران، راه ديگري در اين رويكرد است. اين افراد مي توانند به عنوان جهانگرد وارد ايران شوند و در صورت نياز به جنبش هاي مدني و نافرماني ها بپيوندند.

۹-  بايد فعاليت NGOهاي آمريكايي را در ايران تسهيل كنيم و به صدور ويزا همت گماريم. دعوت فعالان جوان ايراني به خارج، براي شركت در سمينارهاي كوچك هم، اقدام مهمي است. اين كار در صربستان، فيليپين، اندونزي و شيلي و كشورهاي ديگر جواب داده است. اين افراد بايد از سوي مقامات آمريكايي انتخاب شوند، نه نهادهاي ايراني.

۱۰-  سفارتخانه هاي كشورهاي ديگر هم مي توانند در تهران براي ما موثر باشند. حضور در جلسات محاكمه، درخواست مشترك براي آزادي زندانيان سياسي، كمك مالي به خانواده هاي زندانيان و گروه هاي مخالف حكومت و حتي نظارت يا مشاركت در اعتراض ها، از جمله اين راه هاي تاثيرگذار است. كنگره بايد تصويب قانوني به نام «آزادي ايران» را بررسي كند تا از طريق آن حمايت كافي از آن را به عمل آورد.

۱۱-  تضعيف ستون هاي حمايتي حكومت ايران كه همانا سرويس هاي امنيتي و نظامي اين كشور مي باشند، بايد در دستور كار قرار گيرند.

۱۲-  سرويس هاي امنيتي و قضايي آمريكا و متحدانش بايد در همكاري با سازمان هاي حقوق بشر به جمع آوري مدارك و شواهدي در متهم كردن مسئولين ايراني به موارد شبيه ميكونوس اقدام كنند.

۱۳-  گفتگو با دولت ايران هم بايد در دستور كار باشد. ما بايد تعامل خود را براي ديدار با مقامات ايراني و بحث و گفتگو درباره موضوعات مورد علاقه و نگراني دو طرف نشان دهيم.

۱۴-  بايد رهبران روحاني ايران را كه در راس قدرت هستند، وادار كرد از قدرت سياسي به صورت مسالمت آميز كناره بگيرند.

۱۵-  بايد قدرت بسيج و سپاه را از ميان برد و در وزارت اطلاعات تغييرات اساسي و يا بطور كلي آن را حذف كرد.

 

تاکتیک های حمله در جنگ نرم:

1. فریب و دست‌كاری در منطق مخاطب: یكی از روش‌های مهم در جنگ نرم، گونه‌ای فریب است؛ یعنی مخاطب باید به این نتیجه برسد كه باید این كار را انجام دهد و راهی جز این ندارد. این زمانی است كه گزینه‌های مقابل او آنقدر محدود شود كه هرچه را در دایره‌ی گزینشش انتخاب كند، برای طرف مقابل، بُرد محسوب شود. ظاهراً تنوع هست ولی راه گریزی نیست.

مهم‌ترین و بالاترین سطح فریب این است كه فرد را به خودفریبی بكشانند. گاهی فرد فریب می‌خورد اما می‌داند كه فریب خورده و چاره‌ای ندارد. گاهی نیز فرد فریب می‌خورد اما هرچه تلاش می‌كنند او را از دایره و تور فریب بیرون بیاورند، امكان‌پذیر نیست؛ چراكه نمی‌خواهد باور كند كه فریب خورده است.

هر فرد، نوعی شناخت و معرفت نسبت به عالم، نسبت به خود و نسبت به روابط با دیگران دارد. وقتی بتوانید وارد حوزه‌ی شناختی فرد شوید و مقدمات را فراهم كنید، نتیجه‌ی دلخواهتان را هم می‌گیرید. این كار چندان پیچیده نیست؛ مثل این است كه در شعر، وزن و قافیه تعریف ‌كنید و دیگران مقابل مكلف باشند كه قسمت دوم را تكمیل كنند! آن‌ها مجبورند در وزن و قافیه‌ی مورد نظر شما بسرایند.

در روان‌شناسی جنگ، بر روی این مبحث مطالعه می‌كنند كه باید فهمید سوژه‌ای كه قرار است روی آن كار شود، چطور می‌اندیشد؟ باید منطق طرف مقابل را كشف كرد تا بر اساس آن، فرد را به نتایجی كه می‌خواهیم، برسانیم یا در منطق و مدل فكری او دست‌كاری كنیم و نهایتاً نتیجه‌ی لازم را بگیریم.

از لحاظ روان‌شناسی در رسانه‌ها انسان‌ها عملاً به عروسك خیمه شب بازی تبدیل می‌شوند. اوج این مسأله در رسانه‌های غربی دیده می‌شود. اگر رسانه‌ها خاموش شوند، تا مدت‌ها یك "خلأ فكری" شدید در غرب رخ خواهد داد؛ زیرا مردم دیگر نمی‌دانند چطور بیاندیشند و از كدام سبك زندگی تبعیت كنند؛ به‌خصوص در ایالات متحده آمریكا.

2. تردیدافكنی و جایگزینی منابع: شاید اولین كاری كه در جنگ نرم انجام می‌شود این است كه شخص را نسبت به دیدگاه‌های خود دچار شك و تردید كنند. به ویژه تشكیك در كارآمدی‌ و نتیجه‌بخشی یك رفتار: آیا این كار نتیجه دارد؟ آیا منطقی هست؟ تشكیك، در واقع "نرم‌سازی ذهن" طرف مقابل برای عملیات بعدی است. شك، فرد را دچار خلأ فكری و منطقی می‌كند و او آماده می‌شود تا چیزهای دیگری را در ذهن بپذیرد.

بنابراین ابتدا فرد باید نسبت به منابع فكری خود شك كند. در مرحله‌ی دوم، مخاطب ‌باید منابعی كه اطلاعات در آن ریخته می‌شود را بپذیرد. برای نمونه دشمن می‌گوید: رسانه‌های شما دروغ می‌گویند یا همه‌ی واقعیت را نمی‌گویند و بر اساس منافع خودشان این كار را می‌كنند... در نتیجه نسبت به صحت عمل رسانه‌های خودی شك پیدا می‌شود؛ ولی همچنان نیاز هست كه منابع اطلاعاتی دیگری جایگزین آن شود. آن‌گاه سریعاً منابع رقیب از سوی دشمنان معرفی می‌شوند. تزریق اطلاعات این‌گونه صورت می‌پذیرد.

3. طراحی ادبیات مناسب: هر انسانی، ارزش‌ها و شاكله‌ی ذهنی‌ای دارد. اگر مطالبی كه دیگران می‌گویند تفاوت زیادی با این شاكله‌ی‌ ذهنی داشته باشد، انسان آن ‌را پس می‌زند. اگر شخص مذهبی، پیامی كاملاً ضدمذهبی دریافت كند، طبیعی است كه از همان اول آن‌ را نمی‌پذیرد. به همین دلیل دشمن تلاش می‌كند پیام مورد نظرش را با توجه به شاكله‌ی روانی مخاطبان، طراحی كند.

از این رو یكی از مسائل پراهمیت در نبرد روانی، طراحی ادبیات مناسب است. ادبیاتی كه ظاهری ارزشمند داشته باشد. دشمنان، ادبیات و ارزش‌های ما را منفور و نامطلوب نشان می‌دهند؛- ذهن مردم هم طبیعتاً به چیزهای نازیبا گرایش ندارد- آن‌گاه یك ادبیات جایگزین مطرح می‌كنند و از این راه به مرور زمان بر تمایلات و رفتارهای ما تأثیر می‌گذارند. این‌گونه است كه بعد از مدتی، فرد دچار عمیق‌ترین شكل فریب، یعنی خودفریبی می‌شود و هرگونه تلاش برای آزادسازی را تلاش برای نابودی می‌انگارد و در نتیجه مقابل آن می‌ایستد.

مهم‌ترین استراتژی در برابر جنگ روانی، "آگاهی‌بخشی" است؛ اما اگر فرد به خودفریبی رسیده باشد، آگاهی‌بخشی هم تأثیری ندارد. البته راه‌های دیگری هم وجود دارد؛ مانند تردیدآفرینی در باورهای جدید تا منطق آن متلاشی شود. همان كاری كه حضرت ابراهیم با شكستن بت‌ها و قرار دادن تبر در دست بت بزرگ انجام داد و به منطق بت‌پرستان حمله كرد.

4. الگوسازی از سبك زندگی غربی: در طول تاریخ مصداق‌های گوناگونی از جنگ روانی و روش‌های آن وجود دارد كه امروز علمی‌تر شده و به دلیل توانایی رسانه، با قدرت بیشتری از آن استفاده می‌شود. یكی از مواردی كه در دنیای مجازی رسانه‌ای كه امروزه در آن زندگی می‌كنیم اهمیت دارد، "الگوسازی" است. حتی شخصیت‌های كارتونی كه می‌شناسیم- مانند سوپرمن و...- دارای قدرتی فوق بشری هستند و پیام و هدف خودشان را كه مأموریتی جهانی است، نجات دنیا از دست اشرار (فضایی یا زمینی) مطرح می‌كنند. این ابرمردها اغلب در ایالات متحده امریكا هستند؛ یعنی هركه دشمن آمریكاست و قصد حمله به آمریكا را دارد، شرور محسوب می‌شود.

قهرمانان جهان كه الگوی فرزندان ما هستند، آمریكایی هستند. در همه‌ی انسان‌ها به‌خصوص در كودكان نوعی هم‌زادپنداری یا هم‌زادسازی با قهرمانان وجود دارد. همه تلاش می‌كنند خودشان را به قهرمانان نزدیك و شبیه كنند. وقتی كه ملیت و هویت آن قهرمان آمریكایی است، مخاطب نیز تلاش می‌كند خود را به آن هویت نزدیك كند؛ همان چیزی كه آمریكایی‌ها تلاش می‌كنند به عنوان "سبك زندگی آمریكایی" در آسیا و اروپا رواج دهند.

آمریكایی‌ها در این مسیر از روش‌های مختلفی استفاده می‌كنند. در فیلم سینمایی ماتریكس این‌گونه القا می‌شود كه دنیا، دنیایی مجازی و ماتریكسی است كه تنها گروه اندكی در آن زنده و واقعی‌ و درصدد نجات یك شهر یا مركز به نام زاین یا صهیون هستند. یعنی همه‌ی دنیا در مسیری اشتباه و خوابی ویژه‌اند و گروه زنده‌ای كه می‌خواهند دنیا را نجات دهند، صهیون هستند. این القائات عجیب، با استفاده از اوج توانایی تكنولوژیك در حوزه‌ی رسانه صورت می‌گیرد.

یكی از كارهایی كه آمریكایی‌ها انجام داده‌اند، تركیب information و entertainment و تشكیل پدیده‌ای به نام infotainment است؛ تركیبی از "تفریح و خبرگویی". آمریكا پیش از هر چیز، سعی دارد "امپراطوری ذهنی" خود را گسترش دهد و كنترل مغزها را به دست بگیرد تا در نتیجه كنترل فرهنگ، اقتصاد و سیاست شكل بگیرد.

گاهی اوقات عملیات روانی دیگران آنقدر جذاب است كه فرد به سرعت دچار خودفریبی می‌شود و حاضر نیست توجه كند كه مثلاً فیلم هری‌پاتر چه پیامی در خود دارد؟ چرا در این فیلم وقتی قرار است هری پاتر با زن چینی ازدواج كند، ناگهان در داستان، آن شخص حذف و فردی اروپایی جایگزینش می‌شود. زیرا از نظر آمریكایی‌ها زمانی كه كشوری مانند چین از لحاظ اقتصادی به سرعت رو به رشد است، نباید به یك الگو تبدیل شود. این داستان‌ها و فیلم‌ها بدون پیام سیاسی نوشته و تولید نمی‌شوند. همه‌ی این نكات، ظرافت كار عملیات نرم را نشان می‌دهد. بنابراین زمانی كه ما می‌خواهیم در مقابل جنگ نرم، پدافند كنیم باید بتوانیم این ظرافت‌ها را بشناسیم و در مقابل، الگوی مقاومت‌مان را به همان ظرافت طراحی كنیم.

 

كالبدشكافی چند گام در جنگ نرم

برای جنگ نرم اصطلاحات مختلفی وضع شده است. آنچه با عنوان "soft war" یا جنگ نرم مطرح می‌شود در ادبیات غرب بیشتر به قدرت نرم یا "soft power" شناخته شده است كه زیربنای فكری آن اولین بار توسط جوزف نای به شكلی علمی مطرح شد. مهم‌ترین حوزه‌ی اعمال و تأثیرگذاری قدرت نرم بر طرف مقابل، حوزه‌ی رسانه است. بهره‌گیری از رسانه‌ها و امكاناتی كه فرد را قادر می‌سازد تا برای تأثیرگذاری بر طرف مقابل، به اِعمال قدرت بپردازد.

نگاهی به گذشته‌ی جنگ نرم نشان می‌دهد كه در طول تاریخ بشر، از همان ابتدا كه جنگ سخت آغاز شد، عملیات روانی یا جنگ نرم نیز صورت می‌گرفته تا از شورش‌هایی كه در مناطق تسخیر شده به‌وجود می‌آمده، جلوگیری شود. زمانی كه چنگیزخان قصد حمله به منطقه‌ای را داشت، موجی از هراس در آن كشور پخش می‌شد. تجّاری كه از مناطق تحت كنترل چنگیزخان می‌آمدند، برای دیگران تعریف می‌كردند كه او چگونه با مردم برخورد می‌كند و كشتارها به چه صورت است و اگر شخصی مقاومت كند، نابود می‌شود. بدین ترتیب پیش از ورود چنگیزخان به هر منطقه، روحیه‌ی مردم شكسته شده بود.

رومیان و یا اسكندر از مناطقی كه در جنگ‌ها عبور می‌كردند، خودها و زره‌های بزرگی را كه چند برابر انسان معمولی بود طراحی كرده و آن‌ها را عمداً در مسیر جا می‌گذاشتند تا لشكریان مقابل، تصور كنند سربازان آن‌ها غول پیكرند و عملاً روحیه‌ی مقامت طرف مقابل را تحت تأثیر قرار داده و وحشت را گسترش می‌دادند. بنابراین هر حركتی كه روحیه‌ی یك ملت را هدف گیرد، عملیات و جنگ نرم و نوعی اعمال قدرت نرم است.

اولین كسی كه روی این مسأله كار كرده است، "سان تزو" است كه در كتاب هنر جنگ نكته‌ای را مطرح می‌كند و می‌گوید: "می‌شود جنگید، اما مهم‌ترین كار این است كه شما در یك نبرد بدون جنگ، پیروزی را به دست بیاورید!" چیزی كه او مد نظر قرار داده، همان عملیات روانی و جنگ نرم است. باید به استراتژی‌های رقیب و روحیه‌ی او حمله كرد؛ به‌گونه‌ای كه آن‌ها بپذیرند كه شكست خواهند خورد. اگر كسی در ذهنش بپذیرد كه شكست می‌خورد، حتماً در دنیای واقه نیز شكست خواهد خورد. زیرا آنچه فرد را به مقاومت تشویق می‌كند، روحیه است.

از سوی دیگر، هزینه‌ی جنگ نرم بسیار كم‌تر از جنگ سخت است. به معاویه می‌گفتند: چرا این‌همه پول برای خرید افراد و تبلیغات خرج می‌كنی؟ یكی از پاسخ‌های معاویه این بود كه هزینه‌ی جنگ، بسیار بیشتر از این است. بنابراین معاویه نیز به گونه‌ای عملیات نرم انجام می‌داد اما امروزه به شكل علمی به این قضیه پرداخته می‌شود.

بنابر آنچه گفته شد، اگر بخواهیم تعریفی از عملیات و جنگ نرم ارائه دهیم، می‌توان گفت: "هر حركتی كه احیاناً به عنوان مقدمه‌ی جنگ نظامی مطرح می‌شود و روحیه‌ی طرف مقابل را هدف گرفته است" بنابراین تمام برنامه‌ریزی‌هایی كه در این چارچوب باشد، جنگ نرم تعریف می‌شود.

اعمال قدرت بر گروه‌های هدف

گروه‌های هدف در جنگ نرم، رهبران، نخبگان و توده‌های مردم هستند. نخبگان نیروهای میانی را تشكیل می‌دهند و می‌توانند به عنوان تصمیم‌گیران و تصمیم‌سازان یك حكومت مطرح باشند. نخبگان جامعه‌ی مدنی مانند رهبران احزاب و... هم با آشفتگی ذهنی خود، می‌توانند ترس را به ذهن مردم انتقال دهند، وحشت ایجاد كنند و روحیه‌ی ملت را درهم بشكنند. بنابراین گروه‌های هدف مشخص هستند اما عملیات نرم طبیعتاً برای یك رهبر یا رهبران سیاسی متفاوت است با آنچه با توده‌ی مردم یا نخبگان انجام می‌شود.

نبرد اصلی در جنگ نرم یا "soft war" و جنگ سخت یا "Hard war" برای اعمال قدرت است. یعنی یك كشور، حزب یا گروه یا فرد می‌خواهد برطرف مقابل كه ممكن است یك كشور یا حزب، یا فرد دیگری باشد، اعمال كنترل و اعمال قدرت كند.

بر اساس تعریف رابرت دال و دیگران، اعمال قدرت آن است كه طرف مقابل شما كاری را انجام دهد كه شما نمی‌خواهید اما او می‌خواهد. در عملیات نرم فرد این كار را با اختیار خود انجام می‌دهد، در حالی كه در عملیات سخت شما او را با زور وادار می‌كنید تا مطابق خواسته‌ی شما تغییر رفتار دهد. در نبرد نرم این حركت به گونه‌ای انجام می‌پذیرد كه فرد با میل خود یا خلاف میل خود عملی را انجام می‌دهد كه نهایتاً به نفع شماست ولی شما در مورد آن زور به كار نبرده‌اید. این‌جا روش‌های دیگری وجود دارد كه یكی از آن‌ها "فریب" یا "بزرگ‌نمایی" است كه باعث تضعیف روحیه‌ی طرف مقابل می‌شود و فرد، آمادگی لازم را برای پذیرفتن نظرات دیگران پیدا می‌كند. بنابراین در جنگ نرم، تأثیرگذاری از نوع غیرمستقیم است.

ماهیت زور در جنگ نرم

ماهیت زور یا اعمال اقتدار در جنگ نرم با ماهیت آن در جنگ سخت متفاوت است. زور یعنی ایجاد تغییر در رفتار دیگران، بر خلاف میل آن‌ها. در جنگ نرم همین اتفاق رخ می‌دهد و ممكن است خلاف میل فرد باشد اما فرد خودش آن را چندان احساس نمی‌كند. تصور كنید فردی را كه كلاه‌برداری می‌كند؛ او به نوعی مبلغی پول را از دست شخصی درمی‌آورد اما با فریب و روش‌هایی كه شخص را وادار می‌كند با دست خودش این كار را انجام دهد. حال تصور كنید دزدی با زور پول شخصی را در خیابان ‌بقاپد؛ هر دو به نحوی با استفاده از زور این كار را انجام داده‌اند اما ماهیت این زور، متفاوت است.

از لحاظ روان‌شناسی، انسان یك سیستم است كه مجموعه‌ای درون‌داد (اطلاعاتی كه به فرد داده می‌شود) و مجموعه‌ای برون‌داد دارد. اگر شما بتوانید درون‌داد و اطلاعاتی را كه به ذهن او وارد می‌شود به نوعی كنترل كنید، تا حدودی می‌توانید رفتار برونی او را هم كنترل كنید. وقتی ورودی یك كارخانه كنترل شود، خروجی آن را نیز در كنترل است. در نبرد نرم، همین كار صورت می‌گیرد. اطلاعات مورد نیازی كه ظاهراً مفید است، به فرد داده می‌شود اما این اطلاعات ممكن است "درست"، "گزینش شده" یا "اشتباه" باشد. نهایتاً رفتاری كه از فرد منتج می‌شود، رفتاری است كه شما مایلید صورت بپذیرد.

نخبگان هر خبری را كه می‌شنوند، نمی‌پذیرند. ابتدا با شك و تردید برخورد می‌كنند؛ زیرا خود یك سیستم گزینشی دارند. برای این‌كه اطلاعاتی را به نخبگان انتقال دهید، لازم است از فرایند دیگری استفاده كنید. اما بخش بزرگی از توده‌ی مردم هرچه را كه می‌شنوند، می‌پذیرند؛ این در حالی است كه نخبگان در بخش عمده‌ی آنچه می‌شنوند، شك می‌كنند. بنابراین در عملیات نرم روش‌های مختلفی دنبال می‌شود تا به نتیجه‌ی دلخواه حاصل شود.


+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آذر 1390ساعت 2:52  توسط یک بسیجی متهم  | 



گاهی شنیده میشود که میگویند ولایت فقیه ابتکار امام خمینی و البته در راستای مصلحت اندیشی اجتهادی ایشان، برای سلب مشروعیت رژیم شاه و کسب مشروعیت برای تشکیل حکومت اسلامی و خلع سلاح همیشگی مخالفین بوده و ایشان اولین فقیه و مرجع شیعه اند که این نظریه را از اول داده پرداخته و به آن جامه عمل پوشاندند!

این شبهه الان در برخی محافل مطرح میشود تا بتوانند تاریخ مصرف برای ولی فقیه قائل شوند و بگویند حالا که شاهنشاهی ساقط گشته و سی سال از عمر نظام ولایی سپری شده و کارامدی ولی فیقه تضعیف گشته است، بهتر است بگوییم ابتکار امام خمینی نیز نیاز به بازنگری و معاصر سازی دارد و قالبهای بهتری مطابق با نیاز فعلی جامعه و بین الملل باید برای حاکمیت ارائه گردد!

 در این راستا که در نوع خود حربه خوب و کارامدی هم در مبارزه با این اصل مترقی و رشد یافته و عزت آفرین شیعی محسوب شده و میشود؛ باید نگاهی یه تاریخ پویایی فقه شیعه داشته و نکاتی تبیین شود :

 ولایت فقیه یک فتوا یا قاعده من درآوردی از امام خمینی نبوده و قدمت این اصل مسلم مکتب شیعه حتی به زمان ائمه برمیگرده که نواب و نمایندگانی به بلاد مختلف اسلامی گسیل میداشتند که شیعیان بخاطر طاغوتی بودن حکومت و عدم امکان پرداخت وجوهات و ...به حاکم جور وغاصب؛ برای سهولت ارتباط با امام به نمایندگان و افراد اگاه و بصیری از سوی امام میپرداختند و به وسیله آنها با ائمه در ارتباط بودند. تمام علما و فقهای متقدم شیعه؛ مثل شیخ مفید، علامه بحرالعلوم،مرحوم طبرسی، مقدس اردبیلی، کاشف الغطاء،علامه مجلسی،علامه امینی و معاصر علامه بروجردی طباطبایی و بالاخره امام خمینی ره حلقه نهایی این عالمان بزرگ شیعه این اصل را جزء اساسی ترین و بدیهی ترین اصول مترقی فرهنگ شیعه نام برده و البته در مقاطعی بطور غیر مستقیم بدلیل جو حاکم و تقیه نسبی ، ضرورت تشکیل حکومت ولایی در عصر غیبت تاکید کردند ما چند بار به آثار این عالمان مراجعه کردیم؟

صدالبته نگاه بغایت سکولار و متصوفانه که تقلید از مرجعیت را میمون وار (با عرض پوزش, عین عبارت بکار رفته)می داند و برخي از آنها در نهادهای فرهنگی هم دست اندر کار بودنه اند، نمی توانند درک درستی از فقه جامع شیعه داشته و یا آنرا فراتر از پاره ای عبادات و تصوف فردی قلمداد کنند. علت عدم تشکیل این نوع حکومت از اول عصر غیبت تا عصر فعلی بجز در سی سال پیش و به یمن انقلاب اسلامی در کشور ما، هم در اقلیت بودن و در تقیه بودن شیعه بوده وقتی شیعیان با حاکمان سنی مذهب روبرو بودند؛ وقتی از منابر جرئت پخش اشهد انّ علیا ولی الله در هیچ جای بلاد اسلامی نبود که در عصر صفویه مذهب رسمی ایران شیعه شد و برای اولین بار این اشهد سر داده شد، وقتی بلوغ سیاسی مردم، یعنی همان اقلیت پراکنده و خائف و خفه شده در زیر تیغ ظلم در حدی نبود که بتوان از ولایت فقیه حرف زد, و قرنها وجهه همت عالمان مثل امینی و مقدس و طبرسی و بحرالعلوم, اثبات حقانیت شیعه و مباحثات سنگین کلامی و اعتقادی بر روی مذهب تشیع و بحث خلافت و ...بود؛ چطور میشود انتظار داشت هنوز پله اول را طی نکرده و اصل و ماهیت را ثابت نکرده به بحث سنگین سیاسی و حکومت بپردازند؟

بلوغ سیاسی شیعه در قرن اخیر و حتی سالیان سال پس از تشکیل حکومت شیعی صفوی شکل گرفت. صفویه هم مانند بقیه سلاطین از موضع قدرت وارد معرکه حاکمیت شدن نه مجاهدانه و از موضع اعتقاد به حقانیت شیعه؛ اما چون مذهب اجدادی آنها شیعه بوده و درک درستی از عشق و ارادت مردم ایران به ائمه و اولاد آنها امامزادگان مقدس و ... داشتند شیعه را از تقیه خارج کرده و رسما مذهب شیعه را بعنوان مذهب کشور اعلام کردند.

وجود تعداد زیادی هموطن سنی در ایران با دیدن رویه شاهان صفوی بر خلاف روش سلاطین قبلی مبنی بر سرکوب و تبعید و تهدید و کشتن مذهب مخالفشان؛ باعث استقبال و گرایش آن دسته هم به شیعیان شد؛ بهرحال بحث حکومت ولایت فقیه به بلوغ و بصیرت شیعیان، نیاز داشت , قدمت تاريخي بحث ولايت فقيه در فقه جعفري،از لحاظ طرح اين نظريه حكومتي بطور گسترده به رشد و بلوغ و غناي اين مكتب و بلوغ عقلانيت شيعي؛‏نياز داشت.عالمان وفقيهان برجسته شيعه ،‏طي قرنها با قلم و آثار و بيان و اجتهاد فراوان،‏فقه جعفري را پويا وبالغ كردند. به آن وسعت بخشيدند و به نسل آخرالزمان سپردند. نسلي كه توان درك و ظرفيت بالاي عبور از تصوف و فردي دانستن فقه و رسيدن به نظام حكومتي عقلانيت فقهي را داراست .

راستی ما رشد یافته ترین ملت بودیم و توان و ظرفیت پذیرش این نوع حکومت که حکومت الله است را داشتیم و اکثریت به آن رای دادند. از سویی آیا این انقلاب حتی وقوع و کیفیتش و سرنگونی حکومت طاغوت، در احادیث وارده از امامان معصوم در آخرالزمان پیش بینی نشده؟ چرا بجای شکر گزاری و ادای دین به این دستاورد مجاهدتها و خونهای هزارن هزار شیعه و عالم و فقیه قرنهای گذشته عده ای  با بی مهری و تحلیل غربی و دموکراتیکی از آن و قصد پوشاندن واقیعت مسلم شیعی را دارند؟ بجای کمک کردن به این نقطه روشن و بی بدیل تاریخ سراسر خون شیعه که نقطه امید همه مستضعفان جهان و نقطه آغازین آمال و آروزی منتظران حکومت عدل مهدی عج الله تعالی ...بوده و هست اینگونه می تازند؟

وقتی برخی مخالفان مرجع مسلم عالیقدر شیعه امام خمینی را غرق درخطا و اشتباه میپندارند، از یک انسان معمولی مثل عبدلله گل یا نوری مالکی یا هر زمامدار دیگری انتظار دارند دین و دنیای مردم را بنحو احسن تا رسیدن به نقطه کمال انسانی اصلاح کند؟ بعد هم اصرار بر عدم مشکل داشتن با اصل دین و اسلام دارند و میگویند ما با اسلام مشکل نداریم.! اتفاقا اصل و اساس و همه مشکل آنها اسلام است. که اعلان شفاف شعار جمهوری ایرانی نیز موءید همین ادعاست که در بستر برخی تضادهای لازمه جریان فتنه گاهی خائفانه و در تقیه دین ستیزی را انکار نموده و می نمایند. چون اکثریت قاطع ملت مسلمان و شیعه و تابع ولایتند و برای آن جان میدهند و مسلما جنگ با ملتی چنین عاشق نمی تواند نتیجه ای جز زوال و اخراج انقلابی در پی داشته باشد؛  کما اینکه تاریخ سی ساله انقلاب پر از این تجربه است.

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آذر 1390ساعت 1:55  توسط یک بسیجی متهم  | 



هفت ویژگی بسیجی ا ز دیدگاه قرآن کریم و حضرت امام خمینی (ره)

1) اخلاص بسیجی:

بسیجی کسی است که فقط رنگ خدایی را پذیرفته است.

«صبغه الله و من احسن من الله صبغه ـ سوره بقره آیه 138ـ رنگ خدایی بپذیرید، چه رنگی از رنگ خدایی بهتر است؟»

امام صادق (علیه السلام) راجع به آیه فوق می‌فرمایند: «صبغ المؤمنین بالولایه فی المیثاق ـ خداوند مؤمنین را در زمان میثاق به ولایت رنگ‌آمیزی کرده بود.»

امام خمینی (ره) «فرموده‌اند: «آن اخلاص و محبت شما (بسیجیان) و آن ایثار در راه خدا، بالاترین ارزش است برای شما».

2) بسیج شجره‌ی طیبه است:

«الم ترکیف ضرب الله کلمهً طیبهً کشجره طیبه اصلها ثابت و فرعها فی السماء تؤتی اکلها کلّ حین بِإذن ربها و یضرب الله الامثال للناس لعلهم یتذکرون ـ سوره ابراهیم آیات 24 و 25ـ

آیا ندیدی چگونه خداوند کلمه طیبه را به درخت پاکیزه‌ای تشبیه کرده که ریشه‌ی آن ثابت و شاخه‌ی آن در آسمان است. هر زمان میوه‌ی خود را به اذن پروردگارش می‌دهد و خداوند برای مردم مثلها می‌زند شاید متذکر شوند.»

منظور از کلمه‌ی طیبه ممکن است کلمه‌ی توحید باشد، و یا اوامر و فرمانهای الهی و یا ایمان و یا اینکه شخص مؤمن (بسیجی) باشد.

ویژگیهای این درخت پاکیزه که منظور همان مؤمن و بسیجی است:

1/2ـ شجره: موجودی است دارای رشد و نمو، نه بی‌روح، و نه جامد و بی‌حرکت، بلکه پویا و رویا و سازنده‌ی دیگران و خویشتن.

2/2ـ طیبه: این درخت پاک است و طیب، از هر نظر (منظره‌اش پاکیزه، میوه‌اش پاکیزه، شکوفه و گلش پاکیزه، حتی نسیم آن ...)

3/2ـ این شجره دارای تشکیلات و نظام حساب شده‌ای است (رده‌های مقاومت بسیج).

4/2ـ اصل و ریشه‌ی آن ثابت و مستحکم است بطوری که طوفان‌ها و تندبادها و مشکلات نمی‌توانند آن را از جا بر کنند.

5/2ـ و فرعها فی السماء: شاخه‌های این شجره در یک محیط پست و محدود نیست بلکه بلندِ آسمان جایگاه آن است، (افق فکر آنها محدود به دنیای کوچک نیست).

6/2ـ کل حین: اما نه در یک فصل یا دو فصل، بلکه در هر فصل، یعنی هر زمان که دست به سوی شاخه‌هایش دراز کنی محروم بر نمی‌گردی.

7/2ـ باذن ربها: میوه دادن او هم بی‌حساب نیست، بلکه مشمول قوانین آفرینش است و به اذن پروردگارش میوه‌ی خود را به همگان ارزانی می‌دارد.

امام خمینی (ره): «بسیج شجره‌ی طیبه و درخت تناور و پر ثمری است که شکوفه‌های آن بوی بهار وصل و طراوت یقین و حدیث عشق می‌دهد.»

3) شجاعت و شهامت بسیجیان:

«و لا تنهوا و لا تحزنوا و انتم الاعلون ان کنتم مؤمنین ـ

غمگین نباشید، اگر بر مسیر ایمان ثابت بمانید، پیروزی نهایی از آن شماست ـ آل عمران آیه 139»

امام خمینی (ره) در این خصوص می‌فرمایند: «آنچه برای اینجانب غرورانگیز و افتخار آفرین است، روحیه‌ی بزرگ و قلب سرشار از ایمان و اخلاص و روح شهادت طلبی این عزیزان (بسیجیان) که سربازان حقیقی ولی‌الله الاعظم ارواحنا فداه هستند، می‌باشد و این است فتح الفتوح».

4) بسیجیان همیشه پیروز:

«و ان جندنا لهم الغالبون»

و لشکر ما در تمام صحنه‌ها پیروزند. (صافات آیه 173)

در آیات 47 از سوره‌ی روم، 40 از سوره‌ی حج، 51 از سوره‌ی غافر و 21 از سوره‌ی مجادله نیز نظیر این مطلب آمده است.

و امام خمینی (ره) فرمود: «افتخار بر رزمندگانی که جبهه‌های نبرد را با مناجات خویش و راز و نیاز با محبوب خود عطرآگین نموده‌اند. فخر و عظمت بر جوانان عزیزی که در راهی قدم برداشته و پاسداری از مکتبی می‌کنند که شکست‌ناپذیر و سر تا پا پیروزی است.»

5) استقامت و پایداری بسیجیان:

«ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا، فتتنزّل علیهم الملائکه... ـ کسانی که گفتند پروردگار ما خداوند یگانه است، سپس استقامت کردند. ملائکه بر آنها نازل می‌شوند و... ـ فصلت آیه 30»

امام علی (علیه‌السلام) در خطبه‌ی 176 نهج‌البلاغه می‌فرمایند: «شما گفتید پروردگار ما الله است، اکنون بر سر این سخن پایمردی کنید، در راهی که فرمان داده استقامت کنید و از دایره‌ی فرمانش خارج نشوید».

امام خمینی (ره): «به شما (بسیجیان) که با مبارزات خویش، روی ابرقدرتها را سیاه کردید، درود می‌فرستم و در مقابل صبر و استقامتتان خاضع و خاشعم... اگر بند بند استخوانهایمان را جدا سازند، اگر سرمان را بالای دار برند، اگر زنده زنده در شعله‌های آتشمان بسوزانند، اگر زن و فرزندان و هستی مان را در جلوی دیدگانمان به اسارت و غارت برند، هرگز امان نامه‌ی کفر و شرک را امضا نمی‌کنیم».

6) بسیجی تابع ولایت:

«یا ایها الذین آمنوا لا تقدموا بین یدی الله و رسوله

ای کسانی که ایمان آورده‌اید چیزی را بر خدا و رسولش مقدم نشمرید و پیشی مگیرید. حجرات آیه‌ی اوّل»

از جمله شأن نزولی که برای این آیه در تفسیر نمونه ج 22 آمده این است که: حضرت پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) به هنگام حرکت به سوی «خیبر» می‌خواست کسی را به جای خود در «مدینه» نصب کند، عمر شخص دیگری را پیشنهاد کرد، آیه‌ی فوق نازل شد و دستور داد بر خدا و پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) پیشی مگیرید.

منظور از مقدم نداشتن چیزی در برابر خدا و پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله)، پیشی نگرفتن بر آنها در کارها و ترک عجله و شتاب در مقابل خدا و حضرت پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) است.

در برابر رهبر نباید در هیچ کار و هیچ سخن و برنامه‌ای پیشی گرفت و شتاب و عجله کرد. حتی نباید در مسائل بیش از اندازه‌ی لازم سؤال و گفتگو کرد، باید گذاشت که رهبر خودش به موقع مسائل را مطرح کند.

در تاریخ زندگی حضرت پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) موارد زیادی دیده می‌‌شود که افرادی بر فرمان او پیشی گرفتند، عقب افتادند و از اطاعت او سرپیچی نمودند و مورد ملامت و سرزنش شدید قرار گرفتند. (فتح مکه، داستان حجه‌الوداع، تخلف از لشکر اسامه و داستان قلم و دوات و...)

7) آگاهی و آمادگی برای جهاد:

«یا ایها الذین آمنوا خذوا حذرکم فانفرو ثبات اوانفروا جمیعاً ـ

ای کسانی که ایمان آورده‌اید، آمادگی خود را حفظ کنید و در دسته‌های متعدد یا به صورت دسته‌ی واحد به سوی دشمن حرکت کنید. ـ نساء آیه 71»

امام خمینی (ره): «امروز روز عاشورای حسینی است، حسینیان آماده باشید، نهراسید که نمی‌هراسید، کمربندهاتان را محکم کنید. ای آزادگان و احرار بپاخیزید.»

«در هنگام خطر ملتی سر بلند و جاوید است که اکثریت آن آمادگی لازم رزمی را داشته باشند.»

و مقام عظمای ولایت فرموده‌اند: «همه‌ی نیروهای مسلح باید هوشیار باشند، اما بسیج احتیاج به هوشیاری مضاعف دارد».

و فرمودند: «بسیجیان سلحشور باید همواره آماده و هوشیار باشند تا در مواقع لزوم به وظیفه دفاع مقدس قیام کنند».

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آذر 1390ساعت 1:51  توسط یک بسیجی متهم  | 



با توجه به جایگاه بسیار حساس بسیج در نشان دادن چهره نظام جمهوری اسلامی و ایجاد جاذبه در درون جامعه برای مشاركت و جذب هر چه بیشتر جوانان و نوجوانان به سمت الگوهای سازنده مبتنی بر هویت ملی – مذهبی از دیدگاه مقام معظم رهبری، بسیج و بسیجی مسؤولیتی سنگین را به عهده داشت و توانست یك ارتش معنوی مردمی را پایه ریزی كند.

به طوری كه امام خمینی(ره) در مورد بسیجیان قهرمان فرمودند: شما آیینه مجسم مظلومیت ها و رشادت های این ملت بزرگ، در صحنه نبرد و تاریخ مصور انقلابید. شما فرزندان مقدس و پرچمداران عزت مسلمین و سپر حوادث این كشورید. شما یادگاران و همسنگران و فرماندهان و مسؤولان بیداردلانی بوده اید كه امروز در قرارگاه محضر حق مأوا گزیده اند.

من به طور جد و اكید می گویم كه انقلاب و جمهوری اسلامی و نهاد مقدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی كه بحث از بزرگ ترین سنگرهای دفاع از ارزش های الهی نظام ما بوده و خواهد بود، به وجود یكایك شما نیازمند است چه صلح باشد و چه جنگ.(۱)

در طول 8 سال دفاع مقدس، بسیج آن چنان ظاهر شد كه دشمنان اعتراف كردند كه قدرتی كه در بسیج نهفته ، توان مقابله با یكایك ارتش های كلاسیك جهانی را دارد. دشمن كه سودای فتح سه روزه را در سر می پروراند، در همان روزهای نخستین با مردمی مواجه گشت كه با دست خالی اما با سلاح ایمان و اعتقاد به ارزش های الهی و انسانی به دفاع از كیان مقدس نظام اسلامی برخاسته بودند و از ایثار جان خویش دریغ نمی كردند.

  

جوانان سلحشوری كه به فرمان امام(ره) در پایگاه های مقاومت تحت عنوان بسیجی گرد آمده بودند و با كوچك ترین اشاره ایشان به جبهه های نبرد هجوم می بردند  و تا آخرین قطره خون خویش ایستادگی و مقاومت می كردند وظیفه بسیج فقط به جنگ و مساله نظامی محدود نمی شود و امنیت داخلی كشور در سخت ترین شرایط یعنی دوران فعالیت منافقین و دیگر گروه های ضد انقلاب كه با كمك كشورهای خارجی ذی نفع در ایران درصدد آشوب و تنش و تجزیه و جدایی قسمت هایی از خاك كشور بودند، به مدد نیروی بسیج و پایگاه های مقاومت حفظ شد.

در حوادث طبیعی و بلایا، همچون زلزله، سیل و طرح واكسیناسیون فلج اطفال حضور بسیجیان گره گشای مشكلات و مایه دلگرمی مردم و مسؤولان بوده است. كما این كه در حادثه اسفبار زلزله رودبار در سال 1369 سرعت عمل و ایثار نیروهای مردمی در عملیات نجات به حدی بود كه خارجیان حاضر در منطقه با اظهار تعجب از حضور گسترده بسیجیان اقرار كردند كه به حضور آنان احتیاج نیست.

در زلزله اسفبار استان قزوین، در همان ساعات اولیه، مردان بسیجی در منطقه زلزله زده در كنار نیروهای امداد هلال احمر و ... و زنان بسیجی در شهرها با تشكیل صف های بسیار طویل اهدای خون و اهدای كمك های نقدی و جنسی جهانیان را به تحسین واداشت. امام خمینی(ره) در مورخ 2/9/67 در هفته بسیج درباره خطر غفلت از بسیجیان و روحیه بسیجی گری به مسؤولان پیامی را صادر می فرمایند.

ایشان فرمودند: «من دست یكایك شما پیشگامان رهایی را می بوسم و می دانم كه اگر مسؤولان نظام اسلامی از شما غافل شوند، به آتش دوزخ الهی خواهند سوخت. بار دیگر تأكید می كنم كه غفلت از ایجاد ارتش بیست میلیونی (بسیج) سقوط در دام دو ابرقدرت جهانی را به دنبال خواهد داشت. من از تمامی بسیجیان خصوصاً از فرماندهان عزیز آن تشكر می كنم و از دعای خیر برای این فرزندان با وفای اسلام غفلت نخواهم نمود».(۲)

آری، مسؤولان در برابر حفظ روحیه ایثار و خدمت كه از ویژگی های بسیجیان است، مسؤول هستند، هر گونه تجمل گرایی و عدم كارایی در عرصه مسؤولیت و بی توجهی به روحیه و عواطف مردم خطری است كه می تواند به نهاد بسیج در عرصه های خطر، ضربه وارد كند.

منابع :

۱) صحیفه نور ، جلد 21، ص 18و19.

۲) صحیفه امام، ج 21، ص 196.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آذر 1390ساعت 1:26  توسط یک بسیجی متهم  | 



بعد از تسخیر انقلابی لانه جاسوسی آمریكا انتظار آن می رفت كه از سوی دشمن شماره یك یعنی آمریكای جهانخوار توطئه ها و تحریكها بر ضد این كشور انقلابی شدت یافته و با گسترش آنها زمینه را برای دخالت نظامی آماده نماید ، تا با حمله مسلحانه به ایران و انقلاب اسلامی ، رژیم مردمی جمهوری اسلامی را از پای در آورد ، و حاكمیت طاغوت را دوباره برقرار سازد . بنابراین مشخص بود كه در این جنگ جدید امت اسلام نمی تواند فقط و فقط از مشت خویش استفاده كرده و به دفاع برخیزد بلكه ضرورت مسلح شدن و آموزش نظامی دیدن برای همه مشخص بود و احساس می شد كه اگر همه مردم وارد صحنه نشوند و با كیفیت و طرز كار سلاحها آشنایی نداشته باشند نمی توانند این سلاح ها را علیه شیطان بزرگ بكار گیرند . از اینرو تشكیل بسیج در تمام قشرها ( دانش اموزی ، دانشجویی ، كامند، كارگری ، عشایری و ... ) به شكل وسیعی صورت گرفت و امام امت فرمان تاریخی تشكیل بسیج عمومی را صادر و در رابطه با ضرورت آن چنین فرمودند : « الان در راس همه مسائل اسلامی ما قضیه مواجهه با آمریكاست . باید تمام تجهیزات ما بطرف این دشمن باشد. مبادا یك وقتی یك تبلیغات سویی بشود و نظرهای ما تشتت پیدا بكند و افكارمان افكار مختلف بشود ... باید الان همه افكار ها یك چیز باشد . چطور در ان وقتی كه ما مواجه با این قدرت شیطانی داخلی بودیم هیچ دیگر تشتتی در كار نبود . همه با هم یك فكر داشتید و الله اكبر می گفتید و مقابله با یك چنین قدرتی می كردید شما الان می دانید كه مقابله ما با یك قدرتی است كه قدرتش صدها برابر زیادتر از آن قدرت قبلی است . شما امروز یك چنین حالی دارید و مملكتمان یك چنین حالی دارد . مملكت شما الان یك حالی دارد كه اگر دیر بجنبیم برای همیشه تا آخر از بین رفته ایم . همه باید یكصدا باشند .سرو صدای امروز حفظ مقابله با آمریكاست ... باید همه قوایمان را مجتمع كنیم برای نجات دادن این كشور باید اگر مسائلی برایمان پیش بیاید هرچه هم سخت باشد تحمل كنیم . باز هم من تكرار می كنم كه بدانید شما با یك قدرتی مواجه هستید كه اگر غفلت بشود مملكتتان از بین می رود ، غفلت نباید بكیند غفلت نكردن به این است كه همه قوا را و هرچه فریاد دارید بر سر آمریكا بكشید ، هرچه تظاهرات بر ضد آمریكا بكنید قوای خودتان را مجهز بكیند و تعلیمات پیدا كنید و به دوستانتان تعلیم بدهید » ، كه امام (ره) دقیقا با فرمایشات پیامبرگونه خود ضرورت تشكیل بسیج را ترسیم نمودند .

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آذر 1390ساعت 1:13  توسط یک بسیجی متهم  | 



دفاع از مقدسات و ایدئولوژی اسلام ایجاب می كند كه در مقابل خطراتی كه آن را تهدید می كند به گونه ای منطقی و شیوه ای صحیح با آن خطر برخورد كرد . امام خمینی (ره) در مورد اهمیت و ضرورت تشكیل بسیج فرمودند : « دفاع از اسلام و كشورهای اسلامی امری است كه در مواقع خطر ، تكلیف شرعی و الهی و ملی است و برتمام قشرها و گروهها واجب است » .
همچنین اصل پیشگیری ایجاب می كند كه امت اسلامی برای مقابله با هر گونه خطر احتمالی از سوی دشمنان اسلام در آماده باش كامل بسر برده و آمادگی دفاعی برای هرگونه خطری كه اسلام را به مخاطره افكند را داشته باشند . فرمان صریح قرآن كریم در آیه شریفه « واعدوا لهم ما استطعتم من قوه » كه برای ترسانیدن دشمنان خدا و اسلام و امت اسلامی آمده است دال بر صحت این ادعا می باشد . از اینروست كه می بینیم در سفارشات اولیای اسلام نیز بر آماده بودن برای خطرات احتمالی بسیار تاكید شده است و از مسلمانان خواسته اند كه درهنگام خواب وصیت نامه و شمشیر را در زیر سر قرار بدهند و این نیست جز فرمان آماده باش برای لقاء الله و همچنین برای دفاع از دین خدا ، لذا سلاله نبوت ، رهبر راحل انقلاب اسلامی در این مورد خطاب به امت اسلامی فرموده اند : « مملكت اسلامی باید همه اش نظامی باشد و تعلیمات نظامی داشته باشد یكی از ابواب فقه باب رمی است . باب تیراندازی است ، آنوقت تیراندازی بوده حالا هم تیراندازی هست به یك طور دیگری » در اسلام با اینكه رهان ، یعنی یك چیزی را بگذارند برای چیزی كه نظیر قمار بازی می شود حرام است برای تیراندازی حرام نیست ، برای اسب دوانی حرام نیست .
سبق و رمایه یكی از مسائل فقه است برای اینكه همه افراد مستحب است كه سواری یاد بگیرند . حالا اتومبیل سواری و رانندگی را یاد بگیرند . و برای همه است كه تیراندازی را یاد بگیرند ، فنون جنگی را یاد بگیرند . باید ملت ما جوانهایشان مجهز باشند به همین جهاز و علاوه بر جهاز دینی و ایمانی كه دارند مجهز به جهازهای مادی و اسلامی هم باشند و یاد گرفته باشند . اینطور نباشد كه یك تفنگی كه دستشان آمد ندانند كه با آن چه كنند . باید یاد بگیرند و یاد بدهند . جوانها را یادشان بدهید همه جا . حضرت امام اضافه می كنند كه باید اینطور شود كه یك مملكتی بعد از چند سالی كه 20 میلیون جوان دارد 20میلیون تفنگدار داشته باشد و 20میلیون ارتشی داشته باشد » .( پیام انقلاب شماره 72 )
 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آذر 1390ساعت 1:10  توسط یک بسیجی متهم  | 



آرمان والا و ایده بلند و هدف عالی انقلاب اسلامی ما را چنین می سزد كه از چار چوب مرزهای ایران بگذرد و دروازه های ملل محروم و توده های مظلوم و مستضعف جهان را بگشاید و پیام آرامش بخش و رسالت انسانی و رهائی بخش خویش را بگوش جان آنها برساند و زمینه های حكومت عدل الهی و جهانی امام عصر (عجل الله فرجه) را آماده سازد . و از این روی ، بسیج تمامی نیروهای فعال و آمادگی جهت تحقق این آرمان ارزنده انسانی ، امری ضروری و طبیعی به نظر می آید .
و از اینجا بود كه امام خمینی (ره) این قلب تپنده انقلاب و پیام آور آزادی و كرامت و هویت اسلامی و انسانی این قرن جهت مبارزه همه جانبه با آمریكای جهانخوار كه هر روز برای گسترش تجاوزات و سبعیت خویش ، چنگ و دندان نشان می دهد و در رویارویی با همه ابرقدرتهای تجاوزگر و تیز ، رشد انقلابی نهضت اسلامیمان روز 5/8/58 را بسیج عمومی اعلام فرمودند و هدف از تشكیل بسیج را گفتند كه « مملكت اسلامی باید همه اش نظامی باشد و تعلیمات نظامی داشته باشد » و در حالت كلی می توان گفت كه هدف از تشكیل بسیج را قرآن بیان نموده و در سوره توبه آیه 40
می فرماید: « ‌انفروا خفاقا و ثقالا و جاهدوا باموالكم و انفسكم فی سبیل الله ذلكم خیر لكم ان كنتم تعلمون » ؛ با كیفیت مختلف حركت كنید و كوچ كنید در حالیكه با بار سبك هستید . مجهز باشید و جهاد كنید با مال و جانتان در راه خدا ، و یكی دیگر از هدف تشكیل بسیج را بازوی ولایت فقیه دانسته و تك تك اعضای بسیج را سلول های بافت ولایت فقیه می دانیم . بهر حال هدف از تشكیل بسیج را جذب آموزش ، سازماندهی نیروهای مردمی دانسته و اصلی ترین مساله بسیج ، بكارگیری نیروهای مردمی در ماموریتهای محوله با توجه شرایط سنی بسیجیان اعم از دانش آموزی ، دانشجویی ، كارگری ، كارمندی ، عشایر و غیره می باشد تشكیلات بسیج به علت ساخت مردمی از یك طرف و گستردگی آن از طرف دیگر باید طوری تنظیم شود كه هم در زمان صلح و هم در زمان جنگ بتواند كارآیی لازم را داشته باشد .
 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آذر 1390ساعت 1:10  توسط یک بسیجی متهم  | 



 

در این رابطه پیدایش بسیج در دو مرحله قابل توجه است :
1- بعد از پیروزی انقلاب اسلامی شاهد حركتی فرهنگی بودیم كه به واقع درجهت حفظ دستاوردهای انقلاب اسلامی مان به شمار می آید و در این مسیر شاهد تشكیل ارگانها و هسته های انقلابی نظیر سپاه ، كمیته های انقلاب و غیره بودیم كه نقش مردم در این حركت و تلاش چشمگیر و موثر بود به نظر می رسد بعد از رشد این نهادها مردم به این فكر می افتند
كه بایستی جهت كسب آمادگی در مقابله با دشمنان انقلاب آموزشهای رزم نظامی را ببینند و طبیعتا حركتی به نام بسیج در پایگاه ها و مساجد بوجود می آید كه آموزشهایی هم داده می شود..
2- مرحله دوم مصادف است با تصرف جاسوسخانه آمریكا كه با اشغال این لانه فساد توسط دانشجویان مسلمان پیرو خط امام شیطان بزرگ برای نجات خود از وضعیت موجود به توطئه هایی علیه جمهوری اسلامی دست زد‌ ، از جمله حمله نظامی به طبس ، غافل از اینكه شن ها مامور الهی شده و این توطئه را خنثی كردند یا مثلا حصر اقتصادی كه این توطئه هم خود عاملی شد برای حركت هرچه بیشتر مردم در جهت خودكفایی جمهوری اسلامی ایران ، ترور شخصیت های اسلامی ، كودتا و حركتهای مذبوحانه گروهكهای چپ و راست ، « الحمد الله الذی حعل اعداءنا من الحمقا » ؛ خدا را شكر كه دشمنان ما را از احمق ها قرار داد و از حماقت آنها همین بس كه سنت « لا یتغیر الهی اینست كه صالحان و شایستگان وارثین اصلی زمین هستند ولی آنها غافلانه هر لحظه در پی تدارك حیله جدیدی بوده و هستند و امام همیشه در جهادمان با دید وسیع و پیامبرگونه شان بخوبی دریافته بودند كه شیطان بزرگ بیكار نمی نشیند لذا در 5 آذرماه 1358 تشكیل ارتش 20 میلیونی را صادر فرمودند . در این فرمان حركتهایی را كه به نام بسیج در جامعه مطرح بود تسریع نموده و انسجام بخشیدند و از آن تاریخ بود كه مسوولین به این فكر افتادند كه سازمانی به نیروهای موجود در جامعه بدهند و در پی فرمان امام امت ، زن و مرد ، پیر و جوان از نوجوان 12 ساله تا پیر 70 ساله عاشقانه فرمان رهبرشان را لبیك گفتند

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آذر 1390ساعت 1:9  توسط یک بسیجی متهم  | 



 

بسیج یك حركت اجتماعی است كه در هر جامعه ای با توجه به فرهنگ آن جامعه و به اشكال مختلفی در اثر شرایط خاص بوجود می آید . حتی در دوران صدر اسلام نیز به هنگام حمله كفار و منافقین علیه مسلمانان زمانی كه فرمان تشكیل نیروی مبارز علیه آنها داده می شود مسلمانان داوطلبانه در مساجد گردهم می آمدند تا توان خود را از نظر نیروی انسانی و تجهیزات نظامی برای مقابله با دشمنان اسلام بسیج كنند .
امام خمینی (ره) در این رابطه چنین می فرمایند :
« قضیه بسیج ، همان مساله ای است كه در صدر اسلام بوده است این مساله جدید نیست ، در اسلام سابقه داشته است و چون مقصد ما اسلام است ، باید هر جوانی یك نیرو باشد برای دفاع از اسلام و همه مردم و هر كسی در هر شغلی كه هست مهیا باشد برای جلوگیری از كفر و هجوم بیگانگان » .
( ۱)
در طول تاریخ اسلام و ایران همواره دشمنان سعی كرده اند به اشكال مختلف از پیشرفت و ترقی مسلمانان جلوگیری كنند .

از دیدگاه امام(ره) تاریخ و سابقه بسیج به بیداری قوم بنی اسراییل و قیام آن قوم بر ضد ظلم فرعونی به فرمان حضرت موسی علیه السلام و بسیج اصحاب پا برهنه و فقیر صفه در برابر ظلم و غارت اشراف بت پرست مكه، به دعوت رسول اكرم - صلی الله علیه و اله و سلم – و نیز اهتمام ائمه اطهار علیهم السلام. كه نگرش الهی داشتند و به تشویق مردم به هم پیمانی برای حل مسائل سیاسی و كاهش گرفتاری مسلمین باز می گردد.

در عصر حاضر هم،بسیج مردم در جریان تحریم تنباكو و مبارزه بر ضد استعمار دولت انگلیس به فتوای مرحوم میرزای شیرازی و قیام پانزده خرداد در سال 1342 در برابر ظلم و خیانت رژیم پهلوی و استمرار مبارزه آنان تا سرنگونی حكومت شاهنشاهی در 22 بهمن 1357 ماهیت بسیجی دارد.

«سنگ بنای بسیج  بر حكم فقهی و جهادی استوار است؛ جهادی كه مبتنی بر روحیه دفاعی باشد و نه تهاجمی یا جهان گشایی،بسیج در نظر امام مولودی جدید است كه كارشناسان جهانی نمی توانند آن را بشناسند، هر گاه قوه ایمان در ملتی زنده شود، همگان را به قیام الله فرا می خواند و می تواند سرتاسر یك كشور را بسیج نماید، معیارحركت بسیج هم همین اسلام ودرك مفاهیم عالیه آن است»(2)

از نظر حضرت امام برای پیدایش و تقویت روح ایمان در میان مردم كه موتور حركت بسیج هستند؛ دو عامل نقش بی بدیل و غیر قابل انكار دارد؛ یكی مساجد، دیگری روحانیت.(3)

مساجد مركز بسیج مردمی بر ضد اهداف شوم دشمن است. مسجد در اسلام و در صدر اسلام همیشه مركز جنبش حركت های اسلامی بوده، از مسجد، تبلیغات اسلامی شروع می شده است و حركت قوای اسلامی برای سركوبی كفار و وارد كردن آنها در بیرق اسلام از مسجد بوده است، همیشه در صدر اسلام مسجد مركز حركات و مركز جنبش ها بوده است.(4)

پیغمبر مسجد جیوش را برای كوبیدن قدرت ها تجهیز می كرد. روحانیت هم از این قدرت و توان بهره مند است كه بتواند مردم را بسیج  كند.

 


انقلاب اسلامی ایران كه الهام گرفته از اسلام ناب محمدی (ص) بوده از نخستین روزهای پیروزی با توطئه های گسترده و سازمان یافته دشمنان اسلام روبرو گردید . عظمت اهداف انقلاب و گستردگی توطئه های دشمنان ، ایجاب می كرد كه برای حفظ و سیانت از انقلاب اسلامی و ارزشها و اهداف آن در برابر شبیخون ابرقدرتها دفاع كند بنابراین بعد از پیروزی انقلاب اسلامی را درون اقشار میلیونی به طور خودجوش ، حركتی در جهت حفظ و حراست دست آوردهای انقلاب و پیروزی بزرگی كه نصیب امت اسلامی شده بود ، بوجود آمد . و بنابراین بسیج در دو مرحله شكل گرفت .

منابع :

۱)       پرتو خورشید ، مركز مطالعات 
۳ و ۲)  صحیفه نور، ج 14، ص 475. ج 6، ص 175.

۴)بیانات امام (ره) در جمع اعضای هیات نمایندگی عالی رتبه روحانی عربستان – 1/2/58.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آذر 1390ساعت 1:0  توسط یک بسیجی متهم  | 



اگر بخواهیم مفهوم بسیج و بسیجی را در ادبیات انقلاب اسلامی جستجو كنیم، چاره ای جز بیان  حضرت امام (ره) از بسیج و بسیجی نداریم. در اندیشه امام(ره) بسیج نهادی است اجتماعی با ابعاد متعدد. در این نگرش بسیج دیگر صرفاً سازمانی نظامی نیست كه فقط در زمان جنگ و برای دفاع در مقابل دشمن شكل گرفته باشد، بلكه نهادی است وسیع و پاسخگوی نیازهای اساسی  و حیاتی جامعه و با اجزای دیگر نظام، چنان هماهنگی و پیوند دارد كه انفصال آن جز با انحلال جامعه اسلامی متصور نیست.

بسیج در صورتی می تواند نهادی جامع و شامل جهات متعدد و پایدار شناخته شود كه نیازهای دایمی و باورها و ارزش های فرهنگی پدید آورنده آن به روشنی تعریف شوند، این نیازها ممكن است اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و یا نظامی باشند.

به فرموده امام(ره) « بسیج شجره طیبه و درخت تناور و پر ثمری است كه شكوفه های آن بوی بهار وصل و طراوت یقین و حدیث عشق می دهد، بسیج مدرسه عشق و مكتب شاهدان و شهیدان گمنامی است كه پیروانش بر گلدسته های رفیع آن، اذان شهادت و رشادت سر داده اند. بسیج میقات پا برهنگان معراج اندیشه پاك اسلامی است كه تربیت یافتگان آن، نام و نشانی در گمنامی و بی نشانی گرفته اند.»(1)

از دیدگاه امام بسیجی كسی است كه در عمل علاقه خود را به پیشرفت و حفظ و گسترش اقتدار نظام اسلامی و شأن و حیثیت ملت مسلمان نشان دهد. یعنی بسیج بودن معیار و ملاكی است كه بر اساس آن میزان تعهد اعضای آن به اصول و آرمان های انقلابی سنجیده می شود.

بسیج به لحاظ لغوی به معنای سامان و اسباب ساز و سازمان جنگ : عزم و اراده ، آماده سفر شدن و آماده ساختن نیروهای نظامی یك كشور برای جنگ می باشد . ( ۲)
به نظر ما بسیج یك حركت منظم و سارمان یافته اجتماعی است كه با توجه به فرهنگ هر جامعه و به اشكال مختلفی در اثر شرایط خاصی مانند جنگ ، حوادث غیر مترقبه و حتی در زمان صلح و آرامش به صورت آماده باش بوجود می آید .
در جامعه ما نیز بسیج یك نهاد اجتماعی است . همانند خانواده كه به صورت عضوی از ساخت و نظام اجتماعی جامعه است به شمار می آید ، نهادی كه با هدف پاسداری از ارزشها و آرمانهای انقلاب اسلامی بوجود آمده است و انحلال آن جز در صورت انحلال جامعه اسلامی قابل تصور نیست .
در اساسنامه بسیج مستضعفین ، بسیج را به این صورت تعریف كرده اند :
« بسیج نهادی است تحت فرماندهی مقام معظم رهبری كه هدف آن نگهبانی از انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن و جهاد در راه خدا و گسترش حاكمیت قانون خدا در جهان طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران و تقویت كامل بنیه دفاعی از طریق همكاری با سایر نیروهای مسلح و همچنین كمك به مردم هنگام بروز بلا و حوادث غیر مترقبه می باشد . » ( ۳ )

منابع :

۱) صحیفه نور، جلد 21، ص 195.

۲)  دهخدا ، 1372

۳) سپاه از دید قانون 1362

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آذر 1390ساعت 0:59  توسط یک بسیجی متهم  |